شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٩ - شهادت حجت الاسلام احمد ايزدى
پرداخت [١].در روزهاى آخر كه بنده با چند نفر از فرهيختگان در بيمارستان به عيادت ايشان رفتيم،فرمود:«من انصافا براى نماز جمعۀ نجفآباد خيلى زحمت كشيدم».
ايشان با صرفنظر از تفريحها و مسافرتهاى غير ضرورى،منشأ خدمات بسيارى براى مردم بود.پس از شركت در سمينارهاى ائمه جمعه يا خبرگان و بدون اتلاف وقت بلافاصله به آغوش پرمهر و محبت و درعينحال پررنج و غم مردم باز مىگشت.استاد پس از انقلاب از سوى منافقان در يك اقدام تروريستى درب منزل، مورد سوء قصد قرار گرفت،اما به لطف خداوند اين ترور نافرجام ماند.
شهادت حجت الاسلام احمد ايزدى
مرحوم ايزدى به آزادگان و خانوادههاى شهدا توجه خاصى داشتند و در جريان جنگ تحميلى،ايشان هميشه مشوّق مردم براى اعزام نيرو و كمك به جبهه بودند و خود حضورى فعّالانه داشتند،تا جايى كه بارها نماز جمعه را با لباس رزم اقامه نمودند و در ميادين نبرد حق و باطل براى تشويق و ترغيب رزمندگان حاضر شدند.
فرزند عزيزش حجت الاسلام احمد ايزدى را نيز در اين راه تقديم اسلام و انقلاب نمود [٢]و با شنيدن خبر شهادت فرزندش كه سرشار از اخلاص و صداقت و پاكى بود،فرمود:«با اخلاقى كه از احمد مىديدم،چنين اقبالى را برايش پيشبينى مىكردم».
داماد ما آقاى حاج رجبعلى صالحى برايم نقل كرد در سال ١٣٧٩ كه مشرّف به حج بودم شب دهم ذيحجّه در سرزمين مشعر خوابيدم.بعد از مدتى شهيد احمد ايزدى به خوابم آمد و گفت آقاى صالحى چرا خوابيدهاى؟بلند شو نماز شب بخوان.من از خواب بيدار شدم رفتم وضو گرفتم و مشغول نماز شب شدم و كاروان
[١].خطبههاى علمى و آموزندۀ آيت اللّه ايزدى در دست تنظيم و چاپ است.
[٢].شهيد حجت الاسلام احمد ايزدى در عمليات كربلاى پنج در بيست و ششم دىماه سال ١٣٦٥ در لشكر نجف اشرف،شربت شهادت نوشيد.طوبى له و حسن مآب.