شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٧٨ - تأثير گناه و روگردانى قلب از عبادت
استعداد پذيرش حق بازمىايستد و حالى پيدا مىكند كه حق هرگز در آن نفوذ نمىكند و گويا بطور كلى ابزار شناخت انسان از كار مىافتد اين معنى در قرآن به بيانهاى مختلف،گاهى به عنوان طبع و گاهى به عنوان ختم و امثال اينها،ياد شده است تا آنجا كه در سوره روم مىفرمايد: ثُمَّ كٰانَ عٰاقِبَةَ الَّذِينَ أَسٰاؤُا السُّواىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيٰاتِ اللّٰهِ وَ كٰانُوا بِهٰا يَسْتَهْزِؤُنَ [١]:«سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند، بدى شد و بديشان اين بود كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به سخره گرفتند.»
همچنين اعمال خوب و انجام وظائف،روحيات و زمينههاى روحى بسيار نيك به انسان مىدهد كه اعمال و رفتار نيك ديگرى را به دنبال مىآورد و چهبسا صفا و روشنى به روح انسان مىدهد.
و چه بهتر و بالاتر-چنانچه از بعضى آيات برمىآيد-اينكه ممكن است در اثر اعمال نيك و رفتار پسنديده اشخاصى كه صفا و قابليت ذاتى دارند به مقام نبوت نائل گردند و بر آنها وحى نازل شود يا مقامى ديگر از مقامات معنوى را حائز گردند چنانچه درباره حضرت يوسف عليه السّلام مىفرمايد:
وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوىٰ آتَيْنٰاهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ [٢]:«و هنگامى كه به مرحله رشد و قوت خود رسيد،ما حكمت و علم(مقام نبوت يا مقامات معنوى ديگر)را به او داديم و اينچنين نيكوكاران را جزا مىدهيم.»
نظير اين آيه با كمى تفاوت در سوره قصص آيه ١٤ دربارۀ حضرت موسى عليه السّلام آمده است.
چنانچه ملاحظه مىشود در اين دو آيه مقام نبوت و حكمت-كه ارزشمندترين روحيات پاك است-نتيجه اعمال نيك و به عنوان پاداش آنها ذكر شده است.
بعضى فرمودهاند:ممكن است منظور از حكمت و علم در اين دو آيه،وحى و نبوت نباشد،بلكه منظور يك نوع آگاهى و روشنبينى و قدرت بر قضاوت صحيح و مانند
[١].روم(٣٠)١٠/.
[٢].يوسف(١٢)٢٢/.