شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٦٧ - غالب بر دلهاى اهل تقوا،ترس از سرانجام كار
و معلوم است كه شخص دومى كه نظر و فكر خود را متوجه سابقه امر مىكند عميقتر و روند فكرى او بيشتر است.»
آرى!بسيار تفاوت است بين كسى كه تنها سرانجام را مىنگرد كه آيا پس از سپرى شدن عمر،در پايان سعادتمند است يا شقاوتپيشه و كسى كه به كار خود از دريچۀ«سابقه»به«لاحقه»مىنگرد و در اين فكر است كه آيا در علم ازلى حق با توجه به عملكردم من در زمره سعدا بودهام يا در گروه اشقياء،به قول حافظ:
بر عمل تكيه مكن خواجه،كه در روز ازل
تو چه دانى قلمِ صُنع به نامت چه نوشت؟ [١]و نيز اين دومى در فكر است كه گرچه در حال حاضر،وظائف الهى را انجام دهد، آيا در ايام گذشته عمل بد من و لذتهاى نامشروعى كه بردهام اثرى نامطلوب در زواياى قلب من باقى نگذاشته است؟كه(همچون جرقه آتشى كه در انبار پنبه افتد و يكمرتبه كار خود را كرده و انبار آتش مىگيرد)آن اثر و خاطرۀ آن لذت نامشروع، ناگهان انسان را به تغيير روش سوق مىدهد،بلكه در هنگام مرگ موجب اين مىشود كه بعد از سالها عبادت و اطاعت،با كفر از دنيا برود.خداوند در سوره لقمان فرمايد: مٰا تَدْرِي نَفْسٌ مٰا ذٰا تَكْسِبُ غَداً [٢]:«هيچكس نمىداند فردا چه چيز بدست خواهد آورد.»
انسان نمىداند آيندهاش چگونه خواهد بود و سرنوشتش به خير رقم خورد يا شر، هرچند گذشتۀ افراد و عملكرد دلها مىتواند بيانگر آيندۀ دلها باشد و مىتوان گفت:
سالى كه نكوست از بهارش پيداست و مهم اين است كه انسان تا آخر پاك و سالم بماند.
[١].اينطور نيست كه سعادت و شقاوت ذاتى و غير قابل تغيير باشد بلكه اينكه در علم ازلى حق گذشته است كه چه كسى سعادتمند است و چه كسى شقى،اين با توجه به عملكرد آينده شخص و انتخاب و ارادۀ اوست البتّه صفت سعادت يا شقاوت در افراد در حد اقتضاء وجود دارد و اينطور نيست كه علّت تامّه باشد و قابل تغيير نباشد.مراجعه شود به ايضاح الكفايه در شرح كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى از استاد عزيز آيت اللّه فاضل لنكرانى(ره)،ج ١،ص ٤٥٦ تا ٥١٠.
[٢].لقمان(٣١)٣٤/.