شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٦ - قيوميت خداوند بر نفوس و اعمال
ديگرى،همان احتمالى است كه علامه طباطبائى قدّس سرّه آن را اختيار كرده،مىفرمايد:
«اما قيام خداوند بر اعمال نفوس به اين است كه اعمال نفوس را تدبير مىكند و آنها را از مرتبه حركت و سكون به اعمال محفوظ در صحيفههاى اعمال متحول كرده،پس از آن اعمال را به ثوابها و عقابها در دنيا و آخرت كه قرب و بعد به خداوند و هدايت و ضلالت و نعمت و بهشت و دوزخ است،متحول مىكند.» [١]
در ضمن شايد اين احتمال را نيز بتوان داد كه قائم بودن خداوند بر اعمال و كسبهاى نفوس،همان عام بودن قيوميت خداوند جهان نسبت به اعمال بندگان باشد كه در حقيقت همچنان كه انسان و ساير اجزاء جهان در ذات خود مستقل نيستند،بلكه متقوّم به ذات حقاند و حق مقوم آنها است،ازاينرو در هر اثر و فعلى نيز غير مستقل هستند و به عبارت ديگر:همچنان كه وجودشان مجازى است، ايجاد و فعل و اثرشان نيز مجازى است و به اراده مستقله آنها نيست.
اين معنى از كلام علامه طباطبائى قدّس سرّه در تفسير الميزان،استفاده مىشود.ايشان مىفرمايد:«و بالجمله خداوند متعال منشأ هستى است كه وجود هر چيز و اوصاف و خواص و آثار آنها همه از او نشأت گرفته و در جهان،هيچ منشأ اثرى نيست مگر اينكه به او منتهى مىشود،پس تنها او است كه ازهرجهت قائم بر هر چيز است، همان گونه قيامى كه حقيقت قيام است و هيچ سستى و خللى را نمىپذيرد،و چنين قيموميّتى براى غير حق نيست الاّ به اذن او.» [٢]
حال كه سخن به اينجا رسيد،به بيان معناى«اذن»(كه در قرآن زياد تكرار شده است)مىپردازيم:
[١].الميزان،ج ١١،ص ٤٠٠.
[٢].تفسير الميزان،ج ٢،ص ٣٤٨.