شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٥ - قيوميت خداوند بر نفوس و اعمال
خود را از هستى و رتبه هستى،دارا هستند كه به قول مرحوم فيض كاشانى:
به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را ا گر نازى كند درهم فروريزند قالبها
پس خداوند قيوم و بپادارنده هستى است و نسبت او به عالم،همين نسبت قيوميّت است(كه شايد به تعبير اهلش،اضافه اشراقى است) [١]يعنى نسبت عالم به خداوند نسبت متقوّم به مقوّم است:
اى همه هستى ز تو پيدا شده خاك ضعيف از تو توانا شده
زيرنشين علمت كائنات ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
شايد بتوان گفت:كلمه«قيّوم»در بين اسماء الهى هر دو جهت را در بردارد:
١-اينكه او قائم به ذات و متكى به خود است،برخلاف جهان ممكنات.
[٢]-اينكه بپادارنده عالم ما سوى نيز هست،كه در حقيقت«قيّوم»يعنى هم قائم بالذّات(به خود متكى)و هم مقوّم و بپادارنده غير خود يعنى عالم ممكنات است.
قيوميت خداوند بر نفوس و اعمال
خداوند مىفرمايد: أَ فَمَنْ هُوَ قٰائِمٌ عَلىٰ كُلِّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ ٢:«آيا خدائى كه نگهبان همه نفوس و آثارشان است(را فراموش كردند و به توحيد او تن ندادند؟)»
همانطور كه در اين آيه گوشزد شده،قيوميت و نگهبانى خداوند هم بر نفوس خلايق است و هم بر اعمال و آثار آنها و در اينجا مفسّران احتمالاتى دادهاند:
اوّل اينكه خدا علاوه بر اينكه تدبير نفوس مىكند،مراقب اعمالشان نيز هست.
[١].«اشراق به معنى تابيدن،درخشيدن و روشن كردن است.حكمت اشراق فلسفهاى است كه در اسلام مروّج آن شيخ شهاب الدين سهرودى است.در اصطلاح فلسفه اضافة مقولى نياز به دو طرف دارد،برخلاف اضافه اشراقى كه اضافه يك طرفى است و مضافاليه نفس اضافه است چنانچه مىگويند علم خداوند به اشياء اضافه اشراقى است يعنى علم او عين وجود اشياء است و از اضافه علم در عالم ابداع،موجودات از كتم عدم به وجود آمدهاند و چنين نيست كه اشيائى باشند و ميان آنها و ذات حق اضافه و نسبت علمى حاصل شود».فرهنگ معارف اسلامى،ج ١،دكتر سيد جعفر سجادى.
[٢].رعد(١٣)٣٣/.