شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٠٣ - ٣ شر امر عدمى و خير امر وجودى است
در اينجا سوالى كه ممكن است پيش آيد اين است كه خوف از خدا در مورد انبياء و اولياء و معصومين به چه معنا است كه جواب و تحقيق اين مطلب را به جاى ديگر موكول مىكنيم. [١]
٣.شر امر عدمى و خير امر وجودى است
با توجه به اينكه در مطلب دوم گفته شد خداوند موجود خطرناكى نيست كه بنده از اين جهت از او بترسد و ليكن موجودات ديگر ممكن است براى انسان خطرناك باشند.حالا در اينجا ممكن است گفته شود چون از نقطهنظر توحيد همه موجودات و آثار آنها منتهى به خداوند مىشوند،پس ضارّ و نافع،سودمند و زيانبار،مبتلى و معافى(مبتلاكننده و معافدارنده)خدا است؛از اين جهت،از خداوند مىترسيم كه نكند از ناحيه موجودات به ما خطر و زيانى وارد كند.
جواب اين سوال از يك جهت مربوط به مسئله شرور است كه در مسئله توحيد در رد شبهۀ ثنويه ذكر شده است كه براى جهان دو مبدأ قائلاند(يكى مبدأ خيرات به نام يزدان و ديگرى مبدأ شرور بنام اهريمن)در فلسفه گفته شده شر امرى عدمى و نسبى و مجعول بالعرض است و ذاتا و مستقلا جعل و قرار داده نشده است و آنچه ابتداء جعل و آفريده شده است خير است و شرور و بديها نبود خير است كه امرى وجودى است و اين جهت فعلا مورد بحث ما نيست.
[١].اجمالا خوف انبياء و ائمه(عليهم السّلام)از خداوند،به جهت گناه و معصيت نيست،زيرا معصوم هستند بلكه چون علم و معرفتشان به مقام پروردگار زياد است از خداوند خشيت دارند،قرآن مىفرمايد: إِنَّمٰا يَخْشَى اللّٰهَ مِنْ عِبٰادِهِ الْعُلَمٰاءُ «(فاطر٢٨/)از ميان بندگان خدا،تنها دانشمندان(كسانى كه عملشان گفتارشان را تصديق كند)از خدا مىترسند.»امام صادق عليه السّلام فرمود:خشيت براى عالمان است(بحار،ج ٦٧،ص ٣٨١). وقتى معرفت بالله كامل شد بنده دائما خود را در عبادت مقصّر مىداند و فكر مىكند حق بندگى را ادا نكرده است،به قول معروف«حسنات الابرار سيّئات المقّربين،خوبيهاى نيكان در نزد مقربان درگاه حق،بدى به حساب مىكند.»
عاصيان از گناه توبه كنند عارفان از عبادت استغفار