ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٠ - ترجمه
حاصل است، اگر در ميان غافلان به سر برد از ذاكران به شمار است، و اگر در ميان ذاكران باشد در زمره غافلان نيست.
از كسى كه به او ستم كرده در مىگذرد و به آن كه محرومش ساخته بخشش مىكند، و به كسى كه از او بريده مىپيوندد، از ناسزاگويى به دور است. گفتارش نرم، بدى از او جدا، و نيكى در او پيدا و آشكار است، خير او رو آورده و شرّش پشت كرده است، در سختيها و گرفتاريها آرام و استوار، و در برابر ناگواريها شكيبا و بردبار، و در هنگام خوشى و آسايش شكر گزار است، در باره كسى كه او را دشمن مىدارد ستم نمىكند، و به خاطر كسى كه او را دوست مىدارد مرتكب گناه نمىشود، به حقّ اعتراف مىكند پيش از آن كه بر ضدّش گواه آورده شود، آنچه را بدو سپردهاند تباه نمىگرداند، و آنچه را به او تذكّر دادهاند به دست فراموشى نمىسپارد، و مردم را به لقبهاى زشت نمىخواند، و به همسايه زيان نمىرساند، و مصيبتزده را شماتت نمىكند، در آنچه باطل است وارد نمىشود، و پا از مرز حقّ بيرون نمىنهد، اگر خاموشى گزيند سكوتش او را غمگين نمىكند، و اگر بخندد آواز خندهاش بلند نمىشود، و اگر بر او ستم رود شكيبايى مىورزد تا خداوند بزرگ انتقام او را بگيرد. نفسش از او در رنج، و مردم از او در آسايشند، براى آخرتش خود را به سختى مىاندازد، و مردم را از شرّ نفس خويش آسوده مىگرداند، دورى جستن او از كسانى كه از آنان كنارهگيرى مىكند به خاطر زهد و مصون ماندن از گناه است، و نزديكى او به كسانى كه با آنها معاشرت مىكند بر پايه نرمش و مهربانى است، نه كنارهگيرى او به سبب تكبّر و خود پسندى است و نه نزديكى او براى نيرنگ و فريب مىباشد.»
راوى گفته است: در اين هنگام همّام مدهوش شد، و در همين حالت جان به جان آفرين تسليم كرد، امير مؤمنان (ع) فرمود: آگاه باشيد: به خدا سوگند من از اين پيشامد بر او بيم داشتم، سپس فرمود:
نصايح و مواعظ درست در كسانى كه شايستگى آن را دارند اين چنين تأثير مىكند، يكى از حاضران گفت: اى امير مؤمنان! خودت را چه حال است