ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٢ - فرموده است و ليجمع شمله
دستور مىدهد كه دلهاى خود را براى پذيرش آنچه مىگويد حاضر سازند، و منظور از حضور دل اين است كه ذهن خود را متوجّه گفتار او كنند، و هنگامى كه آنها را صدا مىكند و ندا مىدهد از خواب غفلت بيدار شوند، و اين كه فرموده است و ليصدق رائد أهله يعنى كسى كه جلوتر از كاروان در پى آب و علف حركت مىكند، و هدايت آن را بر عهده دارد بايد به كاروانيان راست گويد مثلى است كه امام (ع) براى بيان مقصود خود به آن تمثّل جسته است، و اصل مثل لا يكذب رائد أهله مىباشد، و واژه رائد را براى فكر استعاره آورده است، زيرا رائد كسى است كه كاروانيان او را براى يافتن آب و گياه جلوتر از كاروان روانه مىكنند، و فكر هم كه براى پيدا كردن سرچشمه زندگى بخش علوم و مرغزارهاى كمالات از جانب نفس برانگيخته مىشود بدان شباهت دارد، پس رائد كنايه از فكر و اهل كاروان طبق اين بيان عبارت از نفس مىباشد، و مانند اين است كه فرموده باشد: بايد انديشهها و خيالات شما در برابر نفوس شما راستگو باشند، و صدق و راستى افكار در برابر نفوس اين است كه رفتار آنها كه ملهم از افكار و انديشههاى آنهاست زير فرمان عقل، و دور از مشاركت هوا و هوس باشد، زيرا اگر نفس با مشاركت هوا و شهوت اين رائد را روانه كند، ره آورد او جز دروغ و فريب نخواهد بود، و محتمل است كه مراد از رائد اشخاصى باشند كه نزد امام (ع) حضور داشتهاند، زيرا هر يك از آن حاضران داراى عشيره و قبيلهاى بوده كه به سوى آن باز مىگشتهاند و آن حضرت دستور مىدهد كه با قبيله خود سخن از روى صدق و راستى گويند، و آنچه را شنيدهاند به گونهاى كه سزاوار است به گوش آنها برسانند و خيرخواه آنها باشند، و همان گونه كه رائد پس از آن كه جاى مناسب با آب و گياه را يافت نزد كاروانيان باز مىگردد، و آنان را بشارت داده كاروان را بدانجا راهنمايى مىكند آنان نيز افراد قبيله خود را دعوت و به سوى او هدايت كنند.
(٢١٢٥٥- ٢١٢٥٠)
فرموده است: و ليجمع شمله.