ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٨ - ١٢ - منظور امام(ع) از اين كه فرموده است أنه ليس شيء من الشر إلا عقابه تا واژه سماعه
آزمندانه مىكوشد، و فكرش پيوسته براى دسترسى به اين اهداف مشغول، و دلش از رؤياى وصول به آنها شادمان است ليكن هنگامى كه به اين مقاصد دست مىيابد، آنها را آسان و خوار و حقير مىبيند و اين امرى وجدانى است كه هر كسى مىتواند به نفس خود رجوع و آن را درك كند.
امّا در مورد احوال آخرت، همه مىدانيم كه آنچه را از خوشيها و سختيهاى آن مىشنويم آنها را با معيار خوشيها و سختيهاى دنيا مىسنجيم، و با اين ديد به آنها مىنگريم، و بسا در نظر بيشترى از مردم لذّتها و عذابهاى آخرت، ناچيزتر از خوشيها و سختيهاى دنيا باشد، زيرا اينها محسوس آدمى، و بر خلاف آخرت كه از دسترس او به دور است، دنيا نقد و در كنار اوست، با اين كه به دلايل عقلى محقّق است كه خير و شرّ دنيا در برابر امور آخرت بسيار حقير و ناچيز است، بنا بر اين آنچه انسان از احوال آخرت خواهد ديد بسى بزرگتر از آن چيزهايى است كه در باره آن شنيده است، و چون وضع چنين است سزاوار است كه از آنچه در پشت پرده غيب است به اخبار آن و از ديدن اوضاع و احوال آخرت به شنيدن اوصاف آن بسنده شود، زيرا بر آنچه از ديدهها پنهان است نمىتوان آگاه شد و چگونگى عالم آخرت را در اين جهان نمىتوان مشاهده كرد.
سپس امام (ع) مردم را به فضيلت و برترى آخرت بر دنيا متذكّر مىسازد و مىفرمايد اگر عملى موجب افزايش ثواب آخرت و مزيد تقرّب به خداوند متعال گردد، هر چند انجام آن مستلزم بذل مال و نقصان جاه و ضرر به امر دنيا باشد بهتر است تا اين كه عكس آن وقوع يابد و دليل رجحان اين است كه داراييها و فوايد دنيوى همه در معرض زوال و نابودى و مشوب به ناراحتى و دردمندى و ترس و بيم است، در حالى كه خيرات اخروى در همه احوال باقى و در حدّ كمال خود مىباشد، براى اثبات اين كه هر كس كمتر از دنيا بهرهمند شود در آخرت سود بيشترى مىبرد، اوليا و دوستان خدا استدلال كردهاند به اين كه خداوند به نصّ قرآن شريف جان و مال آنها را در برابر بهشت خريدارى مىكند، و براى كسى كه