ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٤ - فرموده است فأرادوا رد الأمور على أدبارها
آنها باز گشته است.
٤- گروهى گفتهاند: واژه ابدا براى مبالغه آمده است، چنان كه به بدهكارى كه وام خود را نمىپردازد گفته مىشود: لأحبسنّك أبدا يعنى تو را براى هميشه زندانى خواهم كرد.
بارى مراد از قومى كه خلافت در كنار آنها قرار خواهد گرفت، بنى اميّه است چنان كه رويدادها به همين نحو اتّفاق، و اين امر به دست آنها افتاد.
(٣٥٩٢٦- ٣٥٩٠٣)
فرموده است: إنّ هؤلاء قد تمالاؤا.
منظور از اين گروه، طلحه و زبير و عايشه و پيروان آنهاست، و اين سخن اشاره دارد به اين كه رفتن اينان به بصره بر خلاف آنچه ادّعا و اظهار مىكنند براى خونخواهى عثمان نيست، بلكه به سبب ناخشنودى و خشمى است كه از خلافت و حكومت آن حضرت دارند، پس از اين امام (ع) وعده مىدهد: تا هنگامى كه بيم تفرقه امّت و گسيختگى امور كشور پيش نيايد در برابر اعمال اينها بردبارى و شكيبايى خواهد كرد، و هشدار مىدهد كه اگر اينها در راهى كه در پيش گرفتهاند همچنان بر انديشه سست و خيال خام و سركشى و نافرمانى خود ادامه دهند نظام امور مسلمانان گسيخته و جمعيّت آنان پراكنده خواهد شد.
(٣٥٩٣٦- ٣٥٩٢٧)
فرموده است: إنّما طلبوا ... تا عليه.
اين سخن در بيان انگيزه ناخشنودى و خشم اينها از رسيدن آن حضرت به حكومت و خلافت است، و اين به سبب دنيا طلبى و حسد ورزى آنها بر كسى است كه خداوند دنيا را در اختيار او نهاده است، و اين گفته به خاندان پيامبر اكرم (ص) اشاره دارد.
(٣٥٩٥٩- ٣٥٩٣٧)
فرموده است: فأرادوا ردّ الأمور على أدبارها.
يعنى اينها مىخواهند اكنون هم خلافت را از خاندان پيامبر (ص) بيرون برند همان گونه كه در نخست اين كار را كردند يا حقّى را كه به آنان بازگشته، همچون گذشته از آنها سلب كنند.