ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٩ - ٢٨ - فرموده است إن كان في الغافلين تا لم يكتب من الغافلين
است، و دشمنى و تفرقه ضدّ مطلوب شارع است.
(٤٦٨٨١- ٤٦٨٧٨) ٤٥- به همسايه زيان نمىرساند، براى اين كه به دستور حقّ تعالى در آنچه فرموده است: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ» [١] آگاه است و سفارش پيامبر خدا (ص) را مىداند كه در اين حديث مرفوع [٢] فرموده است: «پروردگارم مرا در باره همسايه آن اندازه سفارش فرمود كه گمان كردم او را ارث برنده قرار داده است [٣]»، و نيز متوجّه است كه غرض از اين دستورها ايجاد الفت و همبستگى در دين است.
(٤٦٨٨٥- ٤٦٨٨٢) ٤٦- ديگران را بر مصيبتها و مشكلاتى كه دارند سرزنش و شماتت نمىكند، براى اين كه به اسرار قضا و قدر الهى اعتقاد، و به علل پيدايش مصائب توجّه دارد، و مىداند كه خود او نيز در تير رس حوادث روزگار است و با تصوّر اين كه ممكن است به نظاير آنها دچار شود بر حوادث تلخ ديگران شادى نمىكند.
(٤٦٨٩٥- ٤٦٨٨٦) ٤٧- قدم در راه باطل نمىگذارد، و پا از مرز حقّ بيرون نمىنهد، يعنى در امور باطل و پوچ دنيا كه او را از خداوند دور مىگرداند وارد نمىشود، و از خواستها و آرمانهاى حقّى كه او را به خداوند نزديك مىگرداند دست برنمىدارد، زيرا به برترى هدف متعالى خود آگاه است.
(٤٦٩٠٠- ٤٦٨٩٦) ٤٨- از خاموشى خويش اندوهگين نمىشود، زيرا او در جايى كه بايسته و شايسته است خاموشى مىگزيند و يا سخن مىگويد، بديهى است زمانى خاموشى مايه غم و اندوه انسان مىگردد كه آنچه را بايد بگويد در جاى خود نگفته و خاموش مانده باشد.
(٤٦٩٠٦- ٤٦٩٠١) ٤٩- صدا به خنده بلند نمىكند، براى اين كه دل او بيشتر در ياد مرگ و
[١] سوره نساء (٤) آيه (٣٦) يعنى: ... و همسايه نزديك و همسايه دور ...
[٢] در اصطلاح اهل درايه، حديث مرفوع خبرى است كه سند آن از وسط قطع شده و با تصريح به رفع يك يا بيشتر از راويان آن ذكر نشده باشد. فرهنگ معارف اسلامى (مترجم)
[٣] أوصاني ربّي بالجار حتّى ظننت أنّه يورّثه.