ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩ - فرموده است لرأي يحدثه بعد رأى يريد أن يلصق ما لا يلتصق
خلاف قاعدهاى انجام مىدهد، و از اين بابت انتظار كيفرى در باره او مىرود، گفته مىشود: إنّه على شفا جرف هار (او بر لب پرتگاه نابودى است) و نظير آن فرموده خداوند متعال است: «أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ [١]»
(٢٠٤٧١- ٢٠٤٦٤)
فرموده است: ينقل الرّدى على ظهره من موضع ...
«ردى» به معناى نابودى است، و چون رأى فاسد هم براى كسى كه آن را تبليغ مىكند، و هم براى كسى كه آن را مىپذيرد، موجب هلاكت است، آن كس كه از روى هوا و هوس، انديشه باطل را بر مردم عرضه مىكند مانند اين است كه هلاكت را بر پشت گرفته از پيش يكى به نزد ديگرى مىبرد، و آن را ميان كسانى كه انديشه نادرست خود را به آنها عرضه مىدارد، پخش مىكند، در حالى كه او مدّعى است كه هلاكت را از آنان دور مىسازد.
(٢٠٥٣٩- ٢٠٤٧٢)
فرموده است: لرأي يحدثه بعد رأى يريد أن يلصق ما لا يلتصق
در اين گفتار نتيجه و حاصل كار او بيان شده است، زيرا انتقال او از جايى به جايى مستلزم نقل هلاكت و نابودى از اين جا به آن جاست.
لرأي با واو (و لرأي) نيز روايت شده است، از اين رو اين عبارت، كلامى مستأنف و مستقلّ از سخن پيش است و معنايش اين است كه به سبب انديشه تازه خود مىخواهد آنچه را چسبيدنى و قابل امكان نيست بچسباند و ممكن سازد، امام (ع) در اين جا واژه لصق (چسباندن) را براى صلح استعاره فرموده، و مراد اين است كه او مىخواهد ميان شما و دشمنانتان صلح و سازش برقرار كند، در حالى كه اين امر سازش پذير نيست، و جهت مشابهت ميان اين دو اين است كه همان گونه كه چسب دو چيز را به يكديگر مىچسباند و متّحد مىسازد، صلح دهنده نيز دو طرف مخاصمه را كه رو در روى هم قرار گرفتهاند گرد هم مىآورد و موجبات وحدت آنان را فراهم مىسازد، و شايد هم مراد اين باشد كه او مىخواهد از
[١] سوره توبه (٩) آيه (١٠٩) يعنى: ... يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى كه در حال فرو ريختن مىباشد بنا نهاده است؟