ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣١ - فرموده است أساخ في الحق أسناخها
بيمارى نيست، زيرا فضيلتهاى نفسانى اگر ملكه شود بيم زوال آنها وجود ندارد، و صفات زشتى كه ضدّ آنهاست نمىتواند آن ملكات را دگرگون كند، علاوه بر اين چنان كه پيش از اين گفته شده قرآن براى بدنها نيز مايه شفا و بهبودى است.
(٤٨٣٦٦- ٤٨٣٦٢) ٩- عزّتى است كه ياوران آن دچار شكست نمىشوند.
(٤٨٣٧١- ٤٨٣٦٧) ١٠- حقّى است كه يار و ياوران آن درمانده نمىگردند، مراد از ياران قرآن مسلمانانند كه آن را تصديق كرده و به آن عزّت يافته، و به آن پناه جسته، و بر طبق آن راه خدا را مىپويند، آشكار است كه اين يار و ياوران را كسى نمىتواند شكست دهد، و خداوند هرگز آنان را بىكس و درمانده نخواهد گذاشت.
(٤٨٣٧٦- ٤٨٣٧٢) ١١- قرآن معدن و مركز ايمان است، همان معدنى كه ايمان كامل به خدا و پيامبرش (ص) و به همه آنچه آن حضرت از جانب خداوند آورده از آن به دست مىآيد، و روشن است كه اعتقاد به حقانيّت قرآن و فهم مقاصد آن، و عمل به احكام و دستورهاى آن سبب انعقاد ايمان در دل و رسوخ آن مىگردد.
(٤٨٣٨١- ٤٨٣٧٧) ١٢- چشمهها و درياهاى دانش است، واژههاى ينابيع (سرچشمهها) و بحور (درياها) هر دو براى قرآن استعاره شدهاند، زيرا قرآن محلّ افاضه نفايس علوم و كانون به دست آوردن دانشهاى ارزشمند است.
(٤٨٣٨٦- ٤٨٣٨٢) ١٣- بستانهاى عدل و آبگيرهاى آن است، واژههاى رياض (بستانها) و غدران (بركهها) نيز هر دو استعارهاند، زيرا قرآن منبع سرشار عدل است، و كلّى و جزيى آن از اين منبع جوشان به دست مىآيد و بىشكّ رهنمونى است كه از راه حقّ منحرف نمىشود تا اين كه انسانى را كه در پى آن گام بر مىدارد به درگاه قرب خداوند وارد گرداند.
(٤٨٣٩١- ٤٨٣٨٧) ١٤- پايههاى اسلام و بنياد آن است، واژه أثافيّ (پايهها) و بنيان (بنياد) هر دو براى قرآن استعاره شده است، زيرا مانند پايههاى ديگ، ساختمان اسلام بر اساس آن بر پا و استوار است.
(٤٨٣٩٦- ٤٨٣٩٢) ١٥- واديهاى حقّ و سرزمينهاى هموار آن است، واژه أوديه (درّهها) غيطان