ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٥ - فرموده است و إنه لا ينبغي لمن عرف تا و موت الجهل
و گريز است.
پس از اين امام (ع) به آنان تذكّر مىدهد كه از ائمّه ضلال و پيشوايان طريق گمراهى دورى كنند و به آنان هشدار مىدهد كه شما به رشد و صلاح و معرفت صحيح آگاهى نداريد، و به ميثاق كتاب خدا پايبند نيستيد و به كتاب خدا تمسّك كامل نجستهايد مگر هنگامى كه اين گمراهان و رهزنان طريق هدايت را بشناسيد. و شرط شناخت رشد و صلاح اين است كه تارك آنها شناخته شود، زيرا معرفت كامل به چگونگى آنها بلكه معرفت هر چيزى منوط به شناخت شكوك و شبهاتى است كه موجب بروز دو دلى و پراكندگى و ترك عمل بر وفق آن شده است، و چون راه حقّ و صواب همان است كه آن حضرت و پيروان او برآنند، و آنهايى كه اين طريق را ترك كردهاند همان مخالفان و كسانى هستند كه در امر خلافت با آن حضرت به دشمنى و نزاع برخاسته و رهبرى اهل ضلالت را دارند، لذا شناخت كامل حقّ و صلاح و رشدى كه آن بزرگوار به آن دعوت مىكند منوط به شناخت دشمنان آن حضرت شده است، و اگر كسى كه جوياى حقّ است اين را بداند معرفتش كامل مىشود و در راه صواب گام برخواهد داشت و از كسى كه از اين راه منحرف است دورى خواهد گزيد، اخذ به ميثاق كتاب يعنى تمسّك به قرآن و عمل به احكام آن، كه مشروط به شناخت كسانى شده است كه اين ميثاق را نقض و به نزاع با آن حضرت پرداختهاند نيز همين معنا را دارد، يعنى پيروى آن بزرگوار در آنچه طبق كتاب خدا عمل مىكند كامل نيست، مگر اين كه شبهات كسانى كه با برداشت نادرست از قرآن دچار شبهه شده و حكم آن بزرگوار را نقض كردهاند دانسته شود، و چون به فساد شبهه و گمراهى آنها آگاه شوند، از روى بصيرت به ميثاق كتاب تمسّك جويند و بدانند كه آنها ناقض كتاب خدايند، و از آنها دورى اختيار كنند، عبارت و لن تمسّكوا به حتّى تعرفوا الّذي نبذه نيز به همين معناست، يعنى تمسّك به كتاب خدا و اجراى ميثاق آن منوط است به اين كه كسانى كه قرآن را به پشت سر انداختهاند شناخته شوند و دانسته شود كه اينها