ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٠ - فرموده است فهم لأنفسهم متهمون تا ما لا يعلمون
مىگويد آنها ديوانه شدهاند، اشاره به حالتى است كه در برخى از اوقات به اهل معرفت دست مىدهد و اين هنگامى است كه روح آنها به فرشتگان عالم بالا پيوسته، و از تدبير امور بدن و ضبط حركات آن بازمانده و شروع به گفتن سخنانى مىكنند كه خلاف متعارف بوده و از نظر ظاهر بينان اهل شرع، زشت شمرده شده و به گويندگان آن سخنان نسبت نابخردى و ديوانگى و گاهى كفر و ارتداد دادهاند، چنان كه در باره حسين بن منصور حلّاج نقل شده است [١].
(٤٦٦٠٦- ٤٦٦٠٢)
فرموده است: و لقد خالطهم أمر عظيم.
يعنى پرهيزگاران را امرى بزرگ به خود مشغول داشته است، و مراد اين است كه تمامى دل و نهان آنها متوجّه تماشاى شكوه و جلال پروردگار و مطالعه انوار فرشتگان عالم بالاست.
(٤٦٦١٥- ٤٦٦٠٧)
٢٢- فرموده است: لا يرضون من أعمالهم القليل ... تا الكثير.
پرهيزگاران به سعى اندك خشنود نمىشوند، و اعمال بسيار خود را زياد نمىشمرند، زيرا به نتايج والايى كه بر اعمال آنها مترتّب است آگاهند.
(٤٦٦٥٨- ٤٦٦١٦)
فرموده است: فهم لأنفسهم متّهمون ... تا ما لا يعلمون.
اين كه پرهيزگاران نفس خويش را به قصور متّهم مىكنند، و از اعمال خود بيمناكند به سبب شكّ و بدبينى است كه نسبت به توهّمات و تلقينهاى نفس خويش دارند، زيرا نفس اين توهّم را در آنها پديد مىآورد كه عبادتهاى آنها نيكو و مقبول است، و بر وجه مطلوب كه موجب تقرّب به درگاه الهى است انجام شده است، و اين توهّم باعث خودپسندى و مغرور شدن به عبادت، و كوتاهى در افزايش
[١] اگر مقصود شارح شطحيّات صوفيان است، به راستى اگر اينها را در حال سلامت گفتهاند بايد آنها را كفريّات ناميد و اگر در غير اين حالت بوده هذيان است تعالى اللّه عمّا يصفون، امّا در مورد حسين ابن منصور حلاج همه اكابر علماى شيعه او را كافر و كذّاب شمردهاند و كافى است كه توقيع امام زمان (ع) بر لعن و براءت از او صادر شده است. رجوع شود به كتاب غيبت شيخ طوسى و احتجاج شيخ طبرسى و غير اينها (مترجم)