ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٥ - فرموده است ثم قالوا تا آخر
دورتريد به اين معناست كه براى رسيدن به خلافت آزمندتر، و از شايستگى و استحقاق دورتريد، و اين گفتار به گونه استدلال و به صورت قياس ضمير از شكل اوّل است كه مخاطب را خاموش مىكند، صغراى اين قياس همان است كه ذكر شده و كبراى آن كه محذوف است اين است: هر كس به اين امر حريصتر و از آن دورتر باشد نمىتواند ديگرى را كه به آن نزديكتر و شايستهتر است حريصتر خوانده و او را سرزنش كند.
(٣٦٣٠٤- ٣٦٢٤٦)
فرموده است: و أنا أخصّ و أقرب.
اين نيز صغراى قياس ضمير است كه امير مؤمنان (ع) در اثبات اولويّت خود براى طلب خلافت بيان فرموده و كبراى قياس مذكور اين است كه: هر كس به اين امر بيشتر اختصاص دارد و بدان نزديكتر است به مطالبه آن اولى و سزاوارتر مىباشد.
روايت شده كه اين سخنان را امير مؤمنان (ع) در روز سقيفه فرموده، و كسى كه به آن حضرت گفته است بر اين امر حرص مىورزى ابو عبيدة بن جرّاح بوده است، ليكن روايت پيش درستتر به نظر مىآيد و مشهورتر است، و نيز به جاى فعل «بهت» هبّ نيز روايت شده است يعنى بيدار شد، گويى از دلايلى كه اقامه گرديد بكلّى فراموشى و غفلت داشته و پس از آن بيدار و هشيار گرديده است.
پس از اين امير مؤمنان (ع) براى دفع آزار قريش و كسانى كه به آنها كمك و مساعدت مىكنند از خداوند متعال درخواست يارى و از اعمال آنها به او شكايت مىكند، از جمله اعمال آنها اين كه پيوند خويشاوندى را بريده و قرابت او را با پيامبر خدا (ص) ناديده گرفتهاند، ديگر اين كه مقام و منزلت او را كوچك شمرده، و به سخنان صريح رسول اكرم (ص) در باره او توجّه نكردهاند و بر دشمنى با او در امر خلافت كه خود را سزاوارتر از آنها بدان مىداند همدست شده يار و متّفق گشتهاند:
(٣٦٣١٧- ٣٦٣٠٥)
فرموده است: ثمّ قالوا ... تا آخر.