ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨٣ - ترجمه
رَقْرَقاً وَ مَعْهَدُهَا قَاعاً سَمْلَقاً- فَلَا شَفِيعٌ يَشْفَعُ وَ لَا حَمِيمٌ يَنْفَعُ وَ لَا مَعْذِرَةٌ تَدْفَعُ (٤٧٥٤٢- ٤٧٢٥٠)
[لغات]
(مقلة العين): پيه چشم (طامسة): به معناى دارسة، يعنى: از ميان رفته (حباء): بخشش (معقل): پناهگاه (عشار): ماده شتران آبستن ده ماهه (قاع): خالى (معهدها): قسمتهايى از آن كه مسكون است (همهمة): آهسته و به گونهاى كه ديگرى نشنود با خويش سخن گفتن (ذرء): آفريد (صروم): جمع صرم و صرمة، رمهاى از شتر حدود سى نفر (شمّ الشوامخ): كوههاى بلند (سملق): زمين صاف و هموار
[ترجمه]
«ستايش ويژه خداوندى است كه آثار قدرت و شكوه كبريائى خويش را آن چنان آشكار ساخته كه ديدهها را از مشاهده شگفتيهاى قدرتش در حيرت فرو برده، و انديشههايى را كه در انسان خطور مىكند از شناخت حقيقت صفات او باز داشته است.
گواهى مىدهم كه هيچ معبودى جز او نيست و اين گواهى از روى ايمان و يقين و اخلاص و اعتراف است و گواهى مىدهم كه محمّد (ص) بنده و فرستاده اوست، او را در هنگامى فرستاد كه نشانههاى هدايت كهنه گشته و راههاى دين از ميان رفته بود، او حقّ را آشكار ساخت و خلايق را اندرز داد، و به سوى راستى و درستى راهنمايى كرد، و به ميانه روى دستور داد، درود خداوند بر او و خاندانش باد.
اى بندگان خدا! بدانيد خداوند شما را بيهوده نيافريده، و سر خود رها نكرده است، مقدار نعمتهايى را كه بر شما ارزانى داشته مىداند، و بخششهايى را كه به شما فرموده بر شمرده است، بنا بر اين از او پيروزى و رستگارى بخواهيد، و درخواست خود را به او عرضه داريد، و از او طلب بخشش و احسان كنيد، زيرا ميان شما و او حجابى نيست و بر روى شما درى بسته نشده است، او در هر جا و در هر آن و زمان حضور دارد، و با هر انسى و