ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٥ - از اين خطبه است
تيرگيها از دل و انديشه آنها زدوده مىشود، و براى پذيرش دانش و حكمت آماده مىشوند، واژه شحذ (تيز كردن) براى آماده كردن افكار و انديشهها استعاره شده است و وجه مناسبت اين است كه هر يك از اين دو براى استفاده كامل و مفيد مهيّا مىشوند، و اين گروه مانند تيغ كه اگر بر چيزى وارد شود آن را مىبرّد و تا عمق آن فرو مىرود، در مسائل علم و حكمت فرو مىروند.
پس از آن امام (ع) اين برّندگى و آمادگى را تفسير مىكند و مىفرمايد ديدگان آنها به انوار تنزيل روشنى گرفته است، يعنى با تلاوت قرآن كريم، و تدبّر در آيات آن، چشم بصيرت آنها براى ادراك حكمت و اسرار علوم آماده گرديده است، زيرا كتاب الهى مشتمل بر اينهاست، و يرمى بالتّفسير في مسامعهم يعنى: تفسير واقعى آيات قرآن از جانب امام وقت به آنها القا مىشود، سپس استفاده و كاميابى آنها را از حكمت، و مواظبت آنها را بر فرا گيرى و حفظ آن، پس از آن كه قابليّت آن را يافتهاند به غبوق و صبوح تعبير فرموده است. اين دو واژه استعارهاند زيرا معناى حقيقى آنها آشاميدن محسوس در اوقات مخصوص است و اينانى كه مورد اشارهاند و داراى قابليّت دريافت حكمت و علوم الهى هستند علماى امّتند كه جامع كمالات نفسانى، و پويندگان راه خداوندند و كسانى مىباشند كه از نظر آن حضرت و ائمّه اهل البيت (ع) پس از او، پسنديده و پذيرفته هستند.
از اين خطبه است:
وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ- وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ- وَ أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ- لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ- وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ- حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ- حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ- وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ- وَ غَالَتْهُمُ