ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٦ - ٨ - اين كه فرموده است لا تجعلوها تا منكم
كه فرموده است: معاشر المسلمين استشعروا الخشية، و همچنين در گفتار آن حضرت به محمّد بن حنفيّه كه اگر كوهها از جا كنده شود تو بر جاى خود باش بيان، و در اين جا نيز تكرار شده است.
(٢٥٣٦٥- ٢٥٣٥٨) ٣- در پيرامون نيزهها پيچ و تاب داشتن، علّت آن را امام (ع) در همان جا ذكر فرموده، و آن اين است كه هرگاه انسان در هنگامى كه نيزه را حواله دشمن مىكند، پيچ و خم و جست و خيز داشته باشد، كاربرد نيزه بيشتر و فشار آن سختتر خواهد شد، زيرا جهش و پيچش هنگام زدن نيزه باعث مىشود كه سينه انسان نيز به همراه دستش به حركت در آيد و نيزه با حركتى شديدتر و كاربردى بيشتر بر دشمن فرود آيد.
(٢٥٣٧٤- ٢٥٣٦٦) ٤- فرو خواباندن چشمها، فايده آن همان گونه كه ذكر فرموده قويتر شدن دل، و به دست آمدن آرامش بيشتر است، و ضدّ آن خيره شدن و چشم دوختن به سپاه دشمن است، كه موجب ترس و سستى مىشود، و دشمن آن را نشانه اين دو مىداند.
(٢٥٣٨٠- ٢٥٣٧٥) ٥- بىسر و صدا بودن، و اين نيز موجب جلوگيرى از شكست است، زيرا زيادى سر و صدا و فزونى داد و فرياد نشانه هراس فرياد كنندگان است، و اين نيز دشمن را به طمع مىاندازد و بر جرأت و گستاخى او مىافزايد.
(٢٥٣٨٤- ٢٥٣٨١) ٦- اين كه پرچم را خم نكنيد، زيرا خم كردن پرچم باعث مىشود كه دشمن گمان كند، پريشانى و ناآرامى در صفوف شما پديد آمده است، در نتيجه به طمع افتد و دست به پيشروى زند، علاوه بر اين اگر پرچم خم شود از ديد سپاهيان ناپديد مىگردد، و ممكن است بسيارى از لشكريان نتوانند راه مقصد را تشخيص دهند.
(٢٥٣٨٧- ٢٥٣٨٥) ٧- پرچم را رها نكنيد، در عبارت بعد رها كردن پرچم به معناى خالى گذاردن پيرامون آن تفسير شده است.
(٢٥٤٢٢- ٢٥٣٨٩)
٨- اين كه فرموده است: لا تجعلوها ... تا منكم
يعنى: پرچم را جز به دست