ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٩٠ - فرموده است في يوم
است، صفاتى را كه آن حضرت براى اين روز بيان كرده همانهايى است كه خداوند در قرآن كريم ذكر، و فرموده است: «إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ» [١] و «وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ» [٢] و «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ» [٣] و «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها ...» [٤] و «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ» [٥] و «فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ» [٦] اينها برخى از احوال هولناك روز قيامت محسوس است، امّا در باره قيامت معقول گروهى از سالكان گفتهاند: هنگامى كه انسان را مرگ فرا مىرسد ديده دل را به سوى آنچه از اوضاع و احوال آخرت براى او منكشف مىشود باز و خيره مىكند، در اين موقع همه جاى دنيا در نظر او تاريك، و آنچه را پيش از اين مىديده از چشم او ناپديد مىگردد، و مال و منال يا شتران آبستن ده ماههاش فراموش مىشود، در اين هنگام كه منادى مرگ او را به سوى ديار آخرت مىخواند جان از تنش بيرون مىرود، و اين دعوت را اجابت مىگويد، و پس از اين زبانش از كار مىافتد، و به سبب مشاهده جمال عظمت حقّ و جلال كبريايى او، كوههاى استوار سر بر افراشته در نظرش پست، و در برابر ملكوت قدرت او آن چنان نابرابر و ناچيز مىگردد كه گويا همه آن كوههاى بلند و با عظمت از ميان رفته و ناپديد
[١] سوره ابراهيم (١٤) آيه (٤٢) يعنى: آنان را براى روزى كه چشمها (از ترس و وحشت) از حركت باز مىايستد به تأخير انداخته است.
[٢] سوره تكوير (٨١) آيه (٤) يعنى: و هنگامى كه شتران آبستن ده ماهه را به كلّى رها كنند.
[٣] سوره زمر (٣٩) آيه (٦٨) يعنى: و در صور دميده مىشود پس همگى كسانى كه در آسمانها و زمين هستند مىميرند.
[٤] سوره طه (٢٠) آيه (١٠٥) يعنى: و از تو در باره كوهها مىپرسند بگو پروردگارم آنها را (متلاشى كرده) بر باد مىدهد، و زمين را رها مىكند ...
[٥] سوره شعراء (٢٦) آيه (١٠٠) يعنى: هيچ شفاعت كنندگانى براى ما نيست، و نه دوست با محبّتى.
[٦] سوره روم (٣٠) آيه (٥٧) يعنى: در آن روز پوزشخواهى ستمگران سودى به آنان نمىرساند.