ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٦ - ترجمه
السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ- وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ- وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ- وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ- مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ- قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ- عَلَى سُنَّةٍ مِنْ؟ آلِ فِرْعَوْنَ؟- مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ- أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ (٣٠١٣١- ٣٠٠١٢)
[لغات]
(أمدّ): وقت (وليجة): راز دار، كسى كه از ميان خانواده، و عشيره راز دار انسان است (رصّ الأساس): بنيان را استوار كرد (اشتيال): بلند شدن (ماروا): حركت كردند.
[ترجمه]
«دوران (نافرمانى و گناه) آنان به درازا كشيد براى اين كه رسوايى خود را به كمال رسانند، و مستوجب عقوبتها و دگرگون شدن نعمتها شوند، تا اجل آنها به سر رسيد، و گروهى از اين فتنهها آسودگى يافتند، و دست از نبرد با آنها باز داشتند، امّا همان خدا پرستان و ايثارگران راه حقّ، براى پايدارى و مبارزه با آنها بر خدا منّت ننهادند و ايثار جان خويش را در راه او بزرگ نشمردند، تا اين كه فرمان الهى به دوران اين گرفتارى پايان داد، اينان در اين هنگام آگاهى و بينش خود را با شمشيرهايشان حمل كردند، و به فرمان راهنماى خود، به پروردگار خويش تقرّب جستند، تا اين كه خداوند پيامبرش را به سوى خويش فرا خواند، گروهى به گمراهى نخست خويش بازگشتند، و راههاى باطل و آراى فاسد، آنها را به هلاكت كشانيد، و بر دوستانى جز خدا و رسول اعتماد كردند، و پيوند خود را با غير از خويشاوندان پيامبر (ص) برقرار ساختند، و از كسانى كه به دوستى آنان فرمان داده شده بودند، دورى گزيدند، و بناى استوار دين را از جاى خود منتقل كردند، و در جايى كه شايستگى نداشت بنيان نهادند، آنها معادن همه گناهان، و درهاى ورودى همه گمراهان، به وادى جهل و ضلالتند، آنها دچار امواج متلاطم حيرت و سرگردانى شدند، و به روش آل فرعون در مستى غفلت فرو رفتند، برخى تنها به