ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨ - فرموده است و يبادر بهم الساعة ان تنزل بهم
با مخالفانش جنگيد تا آنان را به سر منزل رستگارى بكشاند و پيش از آن كه آنها را مرگ دريابد، از كفر نجاتشان دهد، آن حضرت بر بالاى سر كسانى كه در اين راه خسته و درمانده مىشدند مىايستاد كه آنان را به سر منزل مقصود برساند، جز كسانى را كه هلاكت دامنگير آنها شده و قابل هدايت نبودند، تا اين كه راه رستگارى را به مردم نشان داد، و آنان را در جايگاه مناسب خود قرار داد، از آن پس آسياى اجتماع ايشان به گردش افتاد، و نيزه قدرت آنان راست شد، به خدا سوگند من از آنانى بودم كه اين سپاه را به جلو مىراندند، تا اين كه همگى لشكر باطل پشت كرد، آن گاه در تحت رهبرى اسلام گرد آمدند. در اين راه من هرگز ناتوان و بيمناك نشدم، و خيانت و سستى نكردم، به خدا سوگند، اكنون هم باطل را خواهم شكافت تا حقّ را از پهلوى آن بيرون كشم.»
[شرح]
(٢٠٢٥٣- ٢٠٢٢٦) اگر چه برگزيدهاى از اين خطبه پيش از اين آورده شده است امّا چون آنچه پيش از اين آمده با اين روايت اختلاف دارد دوباره ذكر مىشود:
(٢٠١٥٤- ٢٠١٥٠)
فرموده است: قاتل بمن أطاعه من عصاه
معناى آن آشكار است.
(٢٠١٦٤- ٢٠١٥٨)
فرموده است: و يبادر بهم السَّاعة ان تنزل بهم.
مراد اين است كه در ارشاد و راهنمايى آنان به سوى جادّه حقّ شتاب مىفرمود، مبادا در حال كفر و گمراهى، مرگ آنها فرا رسد و در وادى هلاكت در افتند.
(٢٠١٧٤- ٢٠١٦٥) فرموده است: يحسر الحسير و يقف الكسير ... تا لا خير فيه.
اين بيان اشاره است به عطوفت و مهربانى پيامبر اكرم (ص) نسبت به مردم در هنگامى كه براى غزوات يا امثال آن سفر مىكرد، بدين گونه كه آن حضرت در دنباله همراهان و در آخر آنان حركت مىكرد، و به احوال كسانى كه به سبب خستگى و ناتوانى و يا از كار افتادگى مركوب، از ديگران جدا مىماندند رسيدگى مىفرمود، و آنان را با مهربانى و لطف به ياران و همراهان ملحق