ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٧ - فرموده است و لكن أخاف أن تكفروا في برسول الله(ص)
از آنها را به مقاصدى كه دنبال مىكنند و كارهايى كه انجام مىدهند و همه احوالى كه دارند خبر دهد، و اين سخن همانند گفتار مسيح (ع) مىباشد كه در قرآن آمده است: «وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ [١]» و ما در مقدّمه اين كتاب امكان و سبب اين علم را در باره پيامبران و دوستان خدا بيان كردهايم.
(٣٦٩٩٣- ٣٦٩٧٥)
فرموده است: و لكن أخاف أن تكفروا فيّ برسول اللّه (ص).
يعنى بيم دارم در باره من غلوّ كنيد و مرا بر پيامبر خدا (ص) برترى دهيد، بلكه بيم داشت كه با غلوّ در باره او به خدا كافر شوند چنان كه نصارا هنگامى كه مسيح (ع) آنان را از امور غيبى خبر مىداد مدّعى خدايى او شدند. سپس فرموده است: ألا و إنّى مفضيه إلى الخاصّة يعنى من اين اخبار و اسرار را به خواصّ اصحاب خود مىرسانم، منظور از خواصّ اصحاب، ياران دانشمند و ثابت قدم اوست كه به رسوخ و استحكام ايمان آنها مطمئن، و از انحراف آنها به كفر ايمن است، و اين روش همه بزرگان علم و حكمت است كه ودايع دانش خود را جز به كسانى كه شايستگى آن را داشته باشند نمىسپارند، با اين همه چنان كه مىدانيم برخى از مردم براى على (ع) مقام نبوّت قائل شدند، و او را در رسالت شريك حضرت محمّد (ص) دانستند و گروهى از اين بالاتر رفته در باره او ادّعاى الوهيّت كردند و مدّعى شدند كه او محمّد (ص) را به پيامبرى فرستاده است، و ادّعاهاى باطل ديگرى كه غلاة و گمراهان در باره آن حضرت گفته و رواج دادهاند، يكى از شاعران اينها گفته است:
|
و من أهلك عادا و ثمود بدواهيه |
و من كلّم موسى فوق طور إذ يناديه |
|
|
و من قال على المنبر يوما و هو راقيه: |
سلونى أيّها النّاس فحاروا في معانيه [٢] |
|
[١] و شما را آگاه مىكنم به آنچه مىخوريد و آنچه در خانههايتان ذخيره مىكنيد.
[٢] على (ع) كسى است كه اقوام عاد و ثمود را با بلاهاى سخت خود نابود ساخت، على (ع) كسى است كه با موسى (ع) در هنگامى كه بر بالاى كوه طور او را ندا كرد سخن گفت، على (ع) كسى است كه روزى كه بر بالاى منبر رفته بود گفت: اى مردم از من بپرسيد ... و مردم در معانى گفتار او حيران شدند.