ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
[لغات]
(مأدبة): به ضمّ و فتح دال، مهمانى (أغمض): در راه رسيدن به مطلوب از هر راه ممكن بدون پرواى دينى كوشش كرد.
(مهنأ): مصدر هنوء به ضمّ يا هنى به كسر يعنى گوارايى (أصحر): آشكار شد (التياط): چسبيدن (محطّ القوم): محلّ فرود آمدن قوم (وله): تحيّر حاصل از شدّت خوشحالى و دلباختگى (تبعة): كيفر گناه و عذاب (عبء): بار (رجع الكلام): پاسخگويى (مخطّ): محلّ خطّ و كنايه از قبر است كه نخست خطّ آن كشيده و سپس حفر مىشود، و به (حا) نيز روايت شده است.
[ترجمه]
فرموده است:
«خداوندا! تو را از هر عيبى پاك و منزّه مىدانم كه هم آفرينندهاى و هم معبودى، براى آزمايش نيكوى آفريدگان خود، سرايى آفريدى و در آن خوانى گستردى، و انواع آشاميدنى و خوردنى و همسران و خدمتكاران و كاخها و نهرها و كشتزارها و ميوهها در آن قرار دادى، سپس كسى را فرستادى تا مردم را به سوى آن فرا خواند، ليكن هرگز دعوت كننده را اجابت نكردند، و به آنچه آنها را بدان ترغيب كردى روى نياوردند، و بدانچه آنها را تشويق كردى دل نبستند، بلكه به مردارى رو آوردند كه با خوردن از آن رسوا گشتند، و بر دوستى آن اتفاق كردند، آرى هر كس به چيزى عشق ورزد، آن چيز ديدهاش را كور، و دلش را بيمار مىسازد، او با ديدهاى معيوب مىنگرد، و با گوشى ناشنوا مىشنود، هوسها خرد او را تباه كرده و دنيا دلش را ميرانده و نفسش او را شيفته و دلباخته آن ساخته است، او بنده دنيا و كسانى است كه از آن چيزى در دست دارند، دنيا به هر سو گرايد او نيز بدان سو بگردد، و به هر جا رو آورد او نيز بدان سو رو آورد، از هيچ بيم دهندهاى از خدا بيمناك نشود، و از هيچ اندرزگويى پند نپذيرد، با اين كه مىبيند آنهايى را كه مرگ غافلگير كرده است، نه توان فسخ عزيمت دارند، و نه به «دنيا» راه بازگشتى است و چگونه آنچه را پيش بينى نمىكردند بر سر آنها فرود آمد، و جدايى آنها