ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٦ - فرموده است فكيف بالغائب
انحراف باز دارد، و اين زمانى ميسّر است كه از مشاهده احوال گنهكاران عبرت گيرند، و از اين كه خداوند به آنها بخشش فرموده، و در سركوبى شيطان كه مادّه گناه و ريشه انحراف است، آنها را يارى كرده است به سپاس او مشغول باشند.
(٢٨١٨٧- ٢٨٠٧٨)
فرموده است: فكيف بالغائب.
اين آغاز تذكّرى است به افرادى كه رتبه آنان از كسانى كه داراى ملكه خوددارى از گناهند پايينتر مىباشد و كم و بيش مرتكب گناهان كوچك يا بزرگ مىشوند، مشعر بر اين كه بدگويى از ديگران را ترك كنند، و مانند اين است كه فرموده است: اين اظهار ترحّم و دلسوزى نسبت به گنهكاران شايسته كسانى است كه خداوند آنان را از آلودگى به گناه مصون و در امان داشته است امّا جز آنها از قبيل كسى كه به عيبجويى برادر خود مىپردازد و بر مصيبت و بلايى كه دچار است او را سرزنش مىكند در خور اين امر نيستند بلكه آنچه بر هر يك از اين افراد لازم است اين است كه غيبت و عيبجويى از ديگران را ترك كند و خدا را هر چه بيشتر شكر و سپاس گويد، زيرا خداوند پرده بر روى گناهان او افكنده، و آنچه را كه در اوست و از عيب برادرش كه او را به سبب آن سرزنش مىكند بزرگتر و زشتتر است از ديگران مستور و پوشيده داشته است، و اين نعمتى است كه بايد خدا را بدان شكر گويد، و با ذكر موضع ستر اللّه عليه من ذنوبه به نعمتى كه خداوند به چنين كسى بخشيده و به او اين شايستگى و آمادگى را داده كه پرده بر عيبش افكند و گناهش را پوشيده بدارد اشاره فرموده است. در جمله و كيف يذمّه بذنب ...، استفهام بر سبيل انكار است، و با اظهار شگفتى كه صورت احتجاج و استدلال را دارد مىپرسد: چگونه كسى ديگرى را بر گناهى سرزنش مىكند و حال اين كه خود، آن را به جا مىآورد، مفاد اين عبارت تا جمله يا عبد اللّه اين است كه جايز نيست كسى ديگرى را به گناهى كه خود مرتكب آن مىشود عيبجويى و سرزنش كند، زيرا گناهى را كه او مرتكب شده يا مانند همان گناهى است كه خود آن را به جا مىآورد، يا بزرگتر و يا كوچكتر از آن است