ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٨ - فرموده است لم يمنوا
تشخيص مىدهند، و أشالوا عن لقاح حربهم يعنى: خود را از هيجانات جنگ دور داشتند واژه لقاح به فتح لام را براى جوش و خروش جنگ استعاره آورده است، و اين به مناسبت شباهتى است كه با هيجان ناقه دارد.
(٣٠٠٦٣- ٣٠٠٣٥)
فرموده است: لم يمنّوا.
اين جمله جواب شرطى است كه در إذا خلو لق الأجل مىباشد، و در باره ضمير يمنّوا يكى از شارحان گفته است: كه به عارفان و خداشناسانى برگشت دارد كه در خطبه پيش، از آنان سخن گفته شده است، در اين جا مىفرمايد:
هنگامى كه دستهاى كه ذكر آنها گذشت در برابر گروه ستمگر و سركش، تسليم شوند، و از جنگ با آنها كنارهگيرى كرده، فتنه آنها را وسيله آسايش و استراحت خود قرار دهند، خداوند متعال گروهى را كه به حكمت خود مخصوص گردانيده، و به علوم خود آگاه ساخته بر مىانگيزاند، اينان به پا مىخيزند و شكيبايى خود را در راه اجراى فرمان خداوند، بر او منّت نمىگذارند، به جاى بالصّبر، بالنّصر نيز روايت شده است، يعنى پيروزى براى خدا را بر او منّت قرار ندادند و فداكارى و از جان گذشتگى خود را در راه حقّ بزرگ نشمردند، تا اين كه قضا و قدر الهى با پايان يافتن دوران اين گروه ستمكار، و بر طرف شدن اين بلاى فراگير موافق شد، از اين پس اين خداشناسان بينش خود را بر شمشيرهايشان حمل كردند، در اين سخن نكته لطيفى است كه عبارت است از اين كه آنها عقايد قلبى خود را براى مردم آشكار كردند، و به همراه شمشيرهاى برهنه خود، پرده از روى اعتقادات خويش برداشتند، و اين كار آنها مانند اين است كه بصيرت و بينش خود را بر شمشيرهايشان حمل كردهاند، و همان گونه كه شمشير برهنه از ديد كسى پوشيده نيست، اعتقاد و بينش آنها نيز در نهايت پيدايى و ظهور است، برخى گفتهاند بصائر جمع بصيرت، و به معناى خون است، و مراد اين است كه در صدد انتقام برآمده و خونهايى را كه گروه ستمكار و سركش به ناحقّ ريختهاند خونخواهى مىكنند، و مانند اين است كه مطالبه خونهاى مظلومان بر شمشيرهاى آنها كه براى