ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٣ - فرموده است لا يدخل الجنة إلا من عرفهم و عرفوه
باشد، زيرا اوّلا حديث مشهور: هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است، دلالت دارد بر اين كه انكار ائمّه (ع) مستلزم مردن به حال جاهليّت است كه آن خود مستلزم دخول در دوزخ مىباشد، ثانيا اگر اعمّ باشد لازم مىآيد كه بر بعضى از اهل بهشت نيز صدق كند و گروهى از منكران ائمّه (ع) نيز داخل بهشت شده باشند، و عكس قضيه اين خواهد بود: برخى كه وارد بهشت مىشوند منكر ائمه (ع) اند، در صورتى كه ما روشن كرديم كه هيچ يك از كسانى كه داخل بهشت مىشوند حقّ ولايت آنان را منكر نيستند، بنا بر اين خلاف فرض لازم مىآيد، همچنين اين موضوع در مقايسه با كسانى كه وارد دوزخ مىشوند اخصّ نمىباشد و گرنه لازم مىآيد گروهى كه دوستدار آنانند و به صدق امامت آنها اعتراف دارند وارد دوزخ شوند، و اين باطل است، زيرا پيامبر گرامى (ص) فرموده است: انسان با كسى كه او را دوست مىدارد محشور مىشود [١]، همچنين فرموده است: اگر كسى سنگى را دوست بدارد با همان محشور مىشود [٢]، اين حديثها دلالت دارد بر اين كه دوستى انسان نسبت به غير، موجب محشور شدنش با آن است، و ثابت است كه ائمّه (ع) وارد بهشت مىشوند و كسانى كه آنان را دوست داشته، و به حقانيّت و صدق امامت آنها اعتراف دارند نيز محشور در بهشتند، بديهى است چون دخول به بهشت و دوزخ هر دو مانعة الجمع مىباشند ثابت مىگردد هيچ فردى از دوستداران ائمه (ع) و معترفان به حقّ آنان وارد دوزخ نخواهد شد، اينك با توضيحاتى كه داده شد صحّت اين مطلب كه شناخت كلّى در مورد ائمّه (ع) كافى است آشكار، و هم دليل حصر گفتار معصوم (ع) در باره كسانى كه داخل بهشت يا دوزخ مىشوند روشن مىشود.
پس از اين امام (ع) در باره اين كه خداوند با نزول قرآن كريم بر اين مردم منّت نهاده، و آن را از ميان كتب آسمانى مخصوص آنان گردانيده، و آنها را براى
[١] يُحْشَرُ المرء مع من أحبّ.
[٢] لو أحبّ رجل حجرا لحشر معه.