ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٤ - فرموده است فقفى به الرسل
[لغت]
(قفّى به): او را به دنبال پيشينيان فرستاد.
[ترجمه]
«او (پيامبر (ص) را هنگامى فرستاد كه مدّتى از بعثت پيامبران گذشته، و نزاع و مجادله بر زبانها جريان داشت او را در پس همه پيامبران فرستاد، و نزول وحى را بدو پايان داد، او با آنانى كه به خداوند پشت كرده، و براى او شريك و مانند قرار داده بودند، به جهاد پرداخت.»
[شرح]
مقصود از اين خطبه ستايش پيامبر گرامى است (ص).
(٢٧٢٦٣- ٢٧٢٥٤)
فرموده است: أرسله ... تا الألسن.
اين عبارات در باره نشانهها و انگيزههاى نبوّت پيامبر (ص) است، از جمله اينها گذشتن زمانى دراز از شريعت پيشين است، زيرا قواعد و احكام آن كه مايه نظام جهان و انتظام خلق بوده به مرور زمان كهنه و مندرس شده بود، و مردم به قانونهاى تازه و نظام نوى كه امور آنها را حيات تازه بخشد، نياز داشتند، و به اين سبب بعثت پيامبر (ص) واجب و ضرورى بود، و بايد دانست كه فاصله ميان عيسى (ع) و پيامبر ما (ص) ششصد و بيست سال بوده است، ديگر جدال و منازعهاى بود كه بر زبانها جريان داشت، و اختلاف مردم در آراء و مذاهب و ناهماهنگى آنها بر شرع و قانون واحدى بود كه بتواند آنها را مجتمع و متفّق سازد.
(٢٧٢٦٦- ٢٧٢٦٤)
فرموده است: فقفّى به الرّسل
نظير گفتار خداوند متعال است كه فرموده است: «وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ [١]» (٢٧٢٧٨- ٢٧٢٦٧) فرموده است: و ختم به الوحى مانند قول خداوند تعالى است كه «وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ» فرموده، و دلايل ختم نبوّت به پيامبر اكرم (ص) مستفاد از شرع است، و عقل را در باره ختم پيامبران پس از پيامبر اكرم (ص) مجالى براى حكم نيست
[١] سوره بقرة (٢) آيه (٨٧) يعنى: و از پى او پيامبران ديگر فرستاديم.