ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٩ - فرموده است فغمط تا آخر
(٢٧٧٩٥- ٢٧٧٨٤)
فرموده است: أللّهم ... تا علّى.
امام (ع) در خلال اين سخنان به سبب سه چيز از اينها به درگاه حق تعالى شكايت مىكند. نخست اين كه طلحه و زبير پيوند خويشاوندى خود را با او بريده و با درخواستهاى نابحقّ خود، ستم به وى روا داشتهاند، دوّم اين كه بيعت خود را با او شكستهاند و سوّم اين كه مردم را گرد آورده و به جنگ با او واداشتهاند.
(٢٧٨١١- ٢٧٧٩٦)
فرموده است: فاحلل ...
در باره سه چيز نيز به اين دو تن، نفرين كرده است: اين كه خداوند رشته تصميمات فاسد آنها را كه موجب تباهى و نابودى مسلمانان است از هم بگسلاند ديگر اين كه بنيان تبليغات و نقشههايى را كه براى به راه انداختن جنگ با او طرح ريزى كردهاند ويران و واژگون فرمايد، ديگر اين كه بدى فرجام خواستها و كردار ناهنجار آنها را به آنان بنماياند، يعنى عكس آنچه را مىخواهند بهره آنها گرداند، و با كشته شدن اين دو تن در جنگ جمل نفرين آن حضرت در باره آنها به اجابت رسيد.
(٢٧٨٢١- ٢٧٨١٢)
فرموده است: و لقد استثبتّهما ... تا الوقاع.
امام (ع) در اين گفتار عذر خود را در مورد طلحه و زبير، پيش از شروع جنگ با آنها براى مردم بيان مىكند و تذكّر مىدهد كه براى جنگ با اينها پيش از اين خوددارى و بردبارى بسيار كرده، و با مهربانى از آنها خواسته است كه به سوى حقّ باز گردند، و از گناهى كه به سبب شكستن بيعت خود مرتكب شدهاند توبه كنند.
(٢٧٨٢٦- ٢٧٨٢٢)
فرموده است: فغمط ... تا آخر.
اين مطلب در باره چگونگى پاسخى است كه آنها به درخواست آن حضرت دادهاند كه عبارت از ناسپاسى در برابر نعمت پروردگار است. و منظور از آن سهمى است كه از غنايم، نصيب طلحه و زبير مىشده است، و آنها سهم خود را اندك شمرده و به ديده حقارت بدان نگريستهاند، زيرا يكى از انگيزههاى