ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢١ - شرح
(١١٢١) ١٢١- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است. اين گفتار را در تشويق يارانش به جهاد ايراد فرموده است:
وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْكُمْ- تَكِشُّونَ كَشِيشَ الضِّبَابِ- لَا تَأْخُذُونَ حَقّاً وَ لَا تَمْنَعُونَ ضَيْماً- قَدْ خُلِّيتُمْ وَ الطَّرِيقَ- فَالنَّجَاةُ لِلْمُقْتَحِمِ وَ الْهَلَكَةُ لِلْمُتَلَوِّمِ (٢٥٣٣٣- ٢٥٣١٢)
[لغات]
(كشيش الضّباب): ساييده شدن پوست سوسماران به يكديگر بر اثر ازدحام (تلوّم): درنگ و انتظار
[ترجمه]
«گويا مىبينم شما را مانند آواز برخورد سوسماران در هنگام ازدحام و گريز، همهمه و سر و صدا مىكنيد، نه حقّى را باز مىستانيد، و نه از ستمى جلوگيرى مىكنيد، اين شما و اين راه راست! رستگارى از آن كسى است كه بىپروا به اين راه در آيد، و نابودى براى كسى است كه سستى و درنگ كند.»
[شرح]
(٢٥٣٢٤- ٢٥٣١١) امام (ع) با اين سخنان به آنان گوشزد مىفرمايد كه از جانب دشمن شكستى بر آنها وارد خواهد شد، و جنگ گزند خود را بر آنان وارد خواهد ساخت، به گونهاى كه آزرده و سست و ناتوان خواهند شد، و روبه گريز و اختفا خواهند گذاشت، از اين رو در گرفتن حقّى يا دفع ستمى، سودى از اينان حاصل نيست.