ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٦ - فرموده است لا يخالفون الدين تا فيه
گمراهند، تا از آنها دورى و نفرت حاصل شود، و تمسّك به كتاب خدا تحقّق يابد، و اجراى ميثاق ان صورت پذيرد، و غرض از همه اين تأكيدها در باره لزوم شناخت سردمداران انحراف و پيشوايان گمراهى و نفاق و آگاهى به اعتقادات و شبهات آنها و بيزارى جستن از آنان همين است.
پس از تأكيد در باره لزوم شناختى كه ذكر شد، امام (ع) اعلام مىكند كه معرفت را از اهلش فرا گيريد و مقصود از اهل معرفت، خود آن حضرت و اهل بيت بزرگوار اويند، كه درود خداوند بر آنان باد، امام (ع) صفت عيش العلم يعنى حيات علم، و مرگ جهل را براى آنان استعاره فرموده است، زيرا همان گونه كه سود بردن از چيزى موكول به وجود آن چيز است، علم و استفاده از آن نيز به وجود آن بزرگواران وابسته مىباشد، امّا اين كه آنها مرگ نادانى و جهلند براى اين است كه همان گونه كه با مرگ شخص شرور، شرّ معدوم و زيان آن نابود مىشود، در سايه وجود آنها نيز جهل از ميان مىرود و زيانهاى حاصل از آن معدوم مىگردد.
(٢٩٥٧٨- ٢٩٥٦٢)
فرموده است: هم الّذين يخبركم حكمهم عن علمهم ... تا باطنهم.
يعنى منطق آنها شما را به حكمت رهبرى مىكند، و روش آنان كه بر همين اساس استوار است، نمايانگر اين است كه نفوس آنها به انواع علوم آراسته و كامل گشته است، سكوت آنها روشنگر منطق قوى آنهاست، براى اين كه سكوت سخنور و زبان آور فرزانهاى كه از كمال حكمت و هوشمندى برخوردار است در هر موقع و به هر شكل و در هر حال نشانه حسن منطق و كمال دانش، و توجّه او است به آنچه مىگويد، همچنين ظاهر آنها بيانگر باطن آنهاست.
(٢٩٥٨٥- ٢٩٥٧٩)
فرموده است: لا يخالفون الدّين ... تا فيه.
يعنى آنها بر اجراى اوامر خداوند مداومت دارند، و در طريق شريعت پويا هستند، اين كه فرموده است در آن هيچ اختلافى ندارند اشاره است به اين كه اتّفاق آراى آنها بر احكام دين نشانه كمال دانش آنها به شريعت است، براى اين