ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٤ - شرح
مىدارند، و مانند حركت بيمارى در بدن، آرام آرام به جنبش در مىآيند، سخن پردازى آنها دواست و گفتارشان شفاست، ليكن كردارشان دردى است درمان ناپذير، بر رفاه و آسايش ديگران حسد مىبرند، و بر سختى و گرفتارى مردم مىافزايند، و اميدها را به نوميدى بدل مىگردانند، آنها در هر راهى براى خود كشتهاى، و به سوى هر دلى وسيلهاى دارند، و در هر غم و اندوهى اشكها مىريزند، مدح و ستايش را به يكديگر وام مىدهند و پاداش خود را انتظار دارند، اگر درخواستى كنند اصرار مىورزند، و اگر كسى را سرزنش كنند پرده از كار او بر مىدارند و اگر حكمران شوند ستم را از حدّ مىگذرانند، در برابر هر حقّى باطلى، و براى هر راستى كجى و براى هر زندهاى كشندهاى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى آماده كردهاند، اظهار نوميدى و بىطمعى را براى رسيدن به مطامع خود وسيله قرار مىدهند تا بازار خود را رونق دهند، و متاع خدعه و تزوير خويش را به صورت كالايى ارزنده رواج بخشند، سخن مىگويند و حقّ را به باطل مىآميزند، به توصيف مىپردازند و باطل را به صورت حقّ جلوهگر مىسازند، راه را براى فريب دادن مردم هموار گردانيده، و طريق رهايى آنان را از تنگناى نيرنگهايشان پر پيچ و خم ساختهاند، آنان ياران و پيروان شيطان و زبانه آتش دوزخند: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ» [١].
[شرح]
(٤٧٠٧١- ٤٧٠٢٦) امام (ع) در اين خطبه از دو ديدگاه به حمد و ستايش خداوند متعال پرداخته است، يكى آن كه توفيق طاعت و فرمانبردارى را كه بزرگترين وسيله رستگارى است نصيب فرموده و ديگر اين كه از گناه و نافرمانى كه سبب بزرگترين خسران و زيان است دور داشته است.
اين كه خداوند بندهاى را از گناه دور نگه بدارد يا از طريق نواهى و هشدارهايى است كه در باره لزوم دورى جستن از گناه، و كيفر گنهكاران داده
[١] سوره مجادله (٥٨) آيه (١٩) يعنى: آنها حزب شيطانند، بدانيد حزب شيطان زيانكارانند.