ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٥٨ - فرموده است فما كان إلا أن خارت أرضهم تا الخوارة
است: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً» [١] روشن است كسى كه به انجام يافتن كارى راضى و خشنود باشد، با انجام دهنده آن كار، شريك و به منزله اوست، همچنين كسانى كه به اعمال خدا پسندانه رضا و خشنودى داشته، و به آنچه باعث غضب و خشم حقّ تعالى مىشود خشمگين باشند، خداوند آنان را در شمول رحمت خود شريك يكديگر مىسازد و در گرد هم قرار مىگيرند.
(٤٨٩٥٢- ٤٨٩٤٠)
فرموده است: فما كان إلّا أن خارت أرضهم ... تا الخوّارة.
اين گفتار تفسيرى است بر آيه شريفه «فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ» و چگونگى عذابى را كه بر قوم ثمود رسيد بيان مىكند، چنان كه قرآن نيز با ذكر «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ»^ [٢] آن را توضيح داده است.
امير مؤمنان (ع) چگونگى اين عذاب را بيان مىكند و صدايى را كه از سرزمين آنها به هنگام خسف يا فرو رفتن در زمين بلند شد، به آواز آهن گاوآهن تفتيدهاى كه در زمين به آسانى فرو مىرود تشبيه فرموده است، قيد گداختگى آهن مذكور براى بيان شدّت صدا و سرعت فرو رفتن خانهها و ديار آنها در زمين است، زيرا اگر آهن مذكور گداخته باشد آوازى زياده بر معمول از آن بر مىخيزد و بيشتر به داخل زمين فرو مىرود.
امّا داستان قوم ثمود اين است كه: بنا بر آنچه نقل شده است آنها بازماندگان قوم عادند كه پس از آن كه قوم مذكور نابود گرديد، شمار اينها به تدريج زياد شد، و از عمر طولانى برخوردار بودند، چنان كه وقتى يكى از آنها خانهاى براى خود بنا مىكرد، هر چند آن را محكم و استوار مىساخت هنوز او زنده و در قيد حيات بود كه آن خانه فرسوده و ويران مىشد، از اين رو آنها كوهها را تراشيده و در آنها خانه براى خود بنا كردند، و با خوشى و فراخى در زندگى، روزگار مىگذرانيدند، امّا از فرمان خداوند سرپيچى كردند و در روى زمين به تباهى، و پرستش بتان
[١] سوره انفال (٨) آيه (٢٥) يعنى: و بترسيد از عذابى كه به ستمكاران شما محدود نمىشود.
[٢] سوره اعراف (٧) آيه (٩١) يعنى: پس زلزله آنان را فرو گرفت.