ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦ - فرموده است و اسفرت الساعة عن وجهها
نمىگيرند و وضعى اين چنين دارند مانند چهار پايان چرنده و يا سنگهاى سخت و نفوذ ناپذير مىباشند و وجه مشابهت اينها با چهار پايان اين است كه چون اين گونه مردم در جهل و غفلت با حيوانات يكسانند، و در شهوت و غضب مانند چهار پايان چرنده پاى بند عقل نيستند، و از آن بهره نمىگيرند، بدانها تشبيه شدهاند، و به سبب سخت دلى و تأثير ناپذيرى و نترسيدن از ياد و آيات خدا به سنگهاى سخت همانند شدهاند، چنان كه خداوند متعال فرموده است «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً [١]».
(٢١١٠٨- ٢١١٠٤)
فرموده است: قد انجابت السّرائر لأهل البصائر.
اين گفتار اشاره است به اين كه آنچه پس از آن حضرت به وسيله سلاطين بنى اميّه واقع خواهد شد و ستم فراگير آنها، بر نفس قدسى او و كسانى كه داراى فراست و تجربه و سلامت درك و انديشهاند مكشوف و آشكار است، و شايد هم مراد از سرائر، اسرار شريعت باشد كه در نزد اهل آن پيدا و روشن است.
(٢١١١٣- ٢١١٠٩)
فرموده است: و وضحت محجّة الحقّ لخابطها.
مراد وضوح شريعت و نمايان بودن راه خداست، فايده جمله پيش، توجّه دادن مردم به انديشيدن در عواقب امور است، و فايده جمله اخير كشانيدن آنها به پيروى از احكام دين و سلوك در جادّه حقّ است، زيرا پس از وضوح دين و روشن بودن راه حقّ براى گمراهان و آنانى كه در وادى جهل و نادانى سرگردانند عذرى باقى نيست.
(٢١١١٨- ٢١١١٤)
فرموده است: و اسفرت السّاعة عن وجهها.
يعنى رستاخيز چهره خود را نمايان ساخته است، و چون نخستين چيزى كه از انسان و غيره ديده مىشود چهره اوست، فتنهها و آشوبهايى را كه رو آورده، به چهره قيامت تعبير فرموده است.
[١] سوره بقره (٢) آيه (٧٤) يعنى: پس با اين همه سخت دل گشتيد، و دلهاتان چون سنگ يا سختتر از آن شد.