ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٦ - فرموده است و إنما هي كالمعلوفة
و پس از آن آنها را به رمه گوسفندان يا شترانى تشبيه فرموده كه چوپان يا شتربان آنها را به چراگاهى پر از درد و وبا، رانده باشد، وجه مشابهت، غفلت آنها همچون چهار پايان است و نفس امّاره مانند چوپانى كه دامها را به چراگاهى پر از درد و وبا براند آنان را به ارتكاب معاصى و بهرهبردارى از لذّات و شهوات دنيا مىكشاند و چون لذّات و خوشيهاى اين جهان منشأ گناهانى است كه انسان را در معرض هلاكت اخروى و دردهاى درمان ناپذير جهان واپسين قرار مىدهد به چراگاهى آن چنان تشبيه شده است.
(٣٦٩٥٨- ٣٦٩٣٩)
فرموده است: و إنّما هي كالمعلوفة.
اين تشبيه ديگرى است كه در باره مردم فرموده و آنان را به گاو و گوسفند پروارى همانند كرده است، مناسبت اين تشبيه از چند جهت است، يكى توجّه و دلبستگى مردم به لذّات دنيا و خوردنيها و نوشيدنيهاى آن است كه از اين جهت به حيوانى شباهت دارند كه آن را پروار كنند و در علوفه دادن آن بكوشند و از اين نظر كه پايان همه لذّتها و خوشيها مرگ است نيز شبيه اينهايند، زيرا اين دامهاى پروارى نيز پس از چاقى و فربهى فرجامى جز كشتن و سر بريدن ندارند، غفلت مردم از مرگ و سرنوشتى كه در پيش دارند وجه ديگر اين تشبيه است چه مردم از اين جهت مانند گاو و گوسفندند كه از سر انجام خود كه ذبح و كشتن است غافل و بىخبرند، مناسبت ديگر اين كه وقتى خوشبختى به انسان رو مىآورد، و از خوشيها و لذّات دنيا كامياب مىگردد مىپندارد كه اين بهرهمنديها براى او هميشه اوقات برقرار خواهد بود و خيال مىكند كه هدف از آفرينش او در اين جهان تنها سير خوردن و سيراب شدن است، و اين درست حالت گاو و گوسفند است كه وقتى علف جلو او ريخته مىشود، با شتاب فراوان آنها را مىخورد و انديشه فرداى خود را ندارد، و مىپندارد كه غرض از آفرينش او همين است و بس. وجه اين تشبيه مناسبتهايى است كه ياد كرديم.
(٣٦٩٧٤- ٣٦٩٥٩) پس از اين امير مؤمنان (ع) سوگند ياد مىكند كه اگر بخواهد مىتواند هر يك