ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٦ - ٢٨ - فرموده است إن كان في الغافلين تا لم يكتب من الغافلين
وارد نمىسازد.
(٤٦٧٨٩- ٤٦٧٨٨) ٢٥- شهوتش مرده است، واژه مرگ براى خاموشى و فرو نشستگى شهوت او در جهت آلودگى به حرام استعاره شده، و اين حالت ناشى از ملكه عفّت اوست.
(٤٦٧٩١- ٤٦٧٩٠) ٢٦- خشم خود را فرو برده است، اين صفت از فضيلتهاى نيروى غضبيّه است.
(٤٦٧٩٨- ٤٦٧٩٢) ٢٧- نيكى او مورد اميد و انتظار است، زيرا نيكوكارى بيشترين كار اوست، و مردم از شرّ او ايمن و آسودهاند، براى اين كه مىدانند او قصد بدى و آزار رسانى ندارد.
(٤٦٨١٤- ٤٦٧٩٩)
٢٨- فرموده است: إن كان في الغافلين ... تا لم يكتب من الغافلين.
يعنى: اگر مردم او را در زمره غافلان به شمار آورند، و ذكر خدا را بر زبان او مشاهده نكنند، خداوند او را از ذاكران و كسانى كه پيوسته در ياد اويند محسوب داشته است، زيرا دل او همواره در ياد خداست هر چند آن را بر زبان جارى نساخته است، و اگر در ميان مردم زبانش به ذكر خدا مشغول باشد روشن است كه از غافلان شمرده نخواهد شد.
در باره ذكر خدا ستايشهاى بسيار شده، و آن را يكى از درهاى بزرگ بهشت شمرده، و وسيله ارتباط با خداوند متعال دانستهاند، و پيش از اين به فضيلت ذكر و اسرار آن اشاره شده است.
(٤٦٨١٧- ٤٦٨١٥) ٢٩- كسى را كه به او ستم كرده مىبخشد و مورد عفو خود قرار مىدهد، و عفو صفت فاضلهاى است كه ناشى از شجاعت است، اختصاص عفو به كسى كه بر وى ظلم روا داشته براى بيان اين معناست كه با وجود انگيزه انتقامجويى كه در نهاد وى است از او در مىگذرد.
(٤٦٨٢١- ٤٦٨١٨) ٣٠- به كسى كه او را از عطاى خود محروم داشته بخشش مىكند، و اين روش برخاسته از خوى برجسته سخاوت است.
(٤٦٨٢٥- ٤٦٨٢٢) ٣١- به كسى كه از او بريده است پيوند برقرار مىكند، مواصلت و پيوند