ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٢ - شرح
پروردگار و نياز آنها به بخشش و كرم اوست، نسبت افروختن آتش به درختان براى اين است كه آنها سبب مادّى آن بشمار مىآيند، هر چند در حقيقت اين عمل از افعال سبب فاعلى قريب شمرده مىشود، و اين كه قدحت له فرموده و آتش روشنايى بخش را به خداوند متعال نسبت داده براى اين است كه او فاعل اوّل و حقيقى است.
(٢٧٢٢٩- ٢٧٢٢٤)
فرموده است: و آتت، ... تا آخر.
منظور از كلمات، اوامر و احكام قدرت پروردگار است كه به لفظ «كن» از آن تعبير فرموده است، و اطلاق كلمات بر آنها استعاره است، جهت مناسبت اين است كه نفوذ اين احكام كه از مصدر قدرت خدا صادر مىشود، مانند صدور فرمانهايى است كه از راه زبان و بيان به عهده مأموران گذاشته مىشود، و مراد از به هم رسيدن ثمرات، فرمانبردارى آنها از امر «كن» در ظهور و وجود است، و تعبيرى از جمله «فيكون» مىباشد. و توفيق و مصونيّت از خطا و گناه بسته به لطف خداوند است.
از اين خطبه است:
وَ كِتَابُ اللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ- نَاطِقٌ لَا يَعْيَا لِسَانُهُ- وَ بَيْتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ- وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ (٢٧٢٥٠- ٢٧٢٣٢)
[ترجمه]
«كتاب خدا در ميان شماست، گويندهاى است كه زبانش خسته نمىشود، و خانه امنى است كه پايههايش فرو نمىريزد، و نيرويى است كه يارانش شكست نمىخورند».
[شرح]
(٢٧٢٥٠- ٢٧٢٣٢) گويا اين بخش از خطبه در زمينه نكوهش بر ترك اوامر خداوند و مخالفت با احكام اوست، و ظاهرا واو در آغاز كلام براى حال است، و مانند اين است كه