ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٩٣ - فرموده است و لا منهج واضح
در كشاكش امواج دريا وزش تند بادهاى بنيان كن آن را به لرزش و جنبش در آورد، گروهى از سرنشينان آن غرق و نابود شوند و دستهاى كه جان به در بردهاند در ميان امواج دريا گرفتار باشند، و باد آنان را به اين سو و آن سو برد، و دچار بيم و هراس سازد، پس از آن كه غرق شده ديگر به دست نمىآيد، و آن كه جان بدر برده نيز در شرف نابودى است.
اى بندگان خدا! اكنون كه زبانها آزاد، و بدنها سالم، و اعضا كارگزار، و جاى آمد و شد باز و ميدان فرصت فراخ است كار كنيد، پيش از آن كه فرصت از دست رود و مرگ فرا رسد و آن را در برابر خود بينيد بى آن كه انتظار ورود او را داشته باشيد!»
[شرح]
(٤٧٥٤٩- ٤٧٥٤٣) روشن است كه منظور امام (ع) از يادآورى اوضاع جهان مقارن بعثت، بيان برترى و بلندى مقام پيامبر اكرم (ص) است.
(٤٧٥٥٨- ٤٧٥٥٠)
فرموده است: حيث لا علم قائم.
واژه علم و منار را براى رهنمايان راه خدا و داعيان به سوى او استعاره فرموده است، و منظور از عدم بر پايى علم حقّ و روشن نبودن چراغ هدايت، فقدان اينان در دوران فترت و زمان جاهليّت است.
(٤٧٥٦٢- ٤٧٥٥٩)
فرموده است: و لا منهج واضح.
يعنى هيچ آيين درست و راه صحيحى كه به سوى خدا رهنمون شود، و از شايبه اباطيل خالى و شايسته پيروى باشد در آن زمان وجود نداشت.
(٤٧٥٧٨- ٤٧٥٦٥) پس از اين امير مؤمنان (ع) به تقوا و پرهيز از نافرمانى خدا سفارش مىكند، و مردم را از دنيا بر حذر مىدارد، و براى اين كه نفرت مردم را نسبت به آن برانگيزد به ذكر معايب آن مىپردازد، اين كه فرموده است: فإنّها دار شخوص (سراى كوچ كردن) است، زيرا انتقال از آن ضرورى و اجتناب ناپذير است و محلّة تنغيص براى اين كه خوشيهاى آن با رنجها و بيماريها آميخته است بلكه چنان كه گفته شده لذّت در دنيا همان خلاصى از رنج است.