ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣١ - ٤ - إقامة الصلاة
بزرگوار مبنى بر تهديد كسى كه در هنگام نماز روى خود را به جانب ديگر بر مىگرداند نيز بر همين اساس است، زيرا آن حضرت نهى مىكند از اين كه نمازگزار در حال نماز دل از توجّه به سوى خدا بردارد، و از ملاحظه عظمت و جلال او غافل شود، براى اين كه هر كس در حال نماز به راست يا چپ خود متوجّه شود، دل از جدا برداشته و از مشاهده انوار كبريائيش غافل شده است، و چنين كسى ممكن است غفلت او ادامه يابد و در نتيجه نابخردى، و نارسايى او در فهم امور متعالى، و بىاعتنايى به كسب علوم، و عدم تقرّب به خدا، چهره دلش به چهره الاغ مبدّل گردد، همچنين است حديث آن حضرت در باره اين كه خداوند گناه نمازگزارى را كه در حال نماز حديث نفس را ترك و خيال دنيا را از دل بيرون مىكند مىآمرزد زيرا او در حال نماز رو به سوى خدا داشته و دل از غير او برداشته است، بنا بر اين خلاصه و روح عبادت، توجّه به خدا و روى دل به سوى او داشتن است، از اين رو پيامبر گرامى (ص) فرموده است: إنّما فرضت الصّلوة و امر بالحجّ و الطّواف و اشعرت المناسك لإقامة ذكر اللّه يعنى جز اين نيست كه نماز، واجب، و به حجّ و طواف امر، و مناسك تشريع شده است، تا ياد خدا به پا داشته شود، و اگر در ذكر و عبادتى كه به جا آورده مىشود، آن كه مراد از ذكر و معبود و مطلوب است در دل نبوده، و بيمى از هيبت و جلال او جان را فرا نگرفته باشد، اين ذكر و عبادت مربوط به او نخواهد بود، عايشه گفته است: پيامبر خدا (ص) با ما سخن مىگفت، و ما نيز با او سخن مىگفتيم، و چون وقت نماز فرا مىرسيد چنان متوجّه خدا و از همه چيز منقطع مىشد كه گويا همديگر را نمىشناسيم، همچنين على (ع) در هنگامى كه وقت نماز مىشد، چنان به خود مىپيچيد و مىلرزيد و رنگ رخسارش دگرگون مىگشت كه به او گفته مىشد: اى امير مؤمنان تو را چه شده است؟ مىفرمود: هنگام اداى امانتى فرا رسيده كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين عرضه كرد، و آنها از پذيرفتن آن سرباز زدند و ترسيدند، و نيز علىّ بن الحسين (ع) در هنگامى كه آماده براى وضو مىشد چنان رنگ رخسارش زرد