ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٣ - فرموده است الحمد لله تا الأمر
رسانيده باشد، يعنى مطالب عالى خود را از خداوند خواستار بوده و با يقين تمام او را محلّ اميد و مرجع آرزوها بداند، و در لغزشهايى كه مرتكب مىشود به او بازگشت كند، و در همه گرفتاريها و سختيها با ايمان راسخ به او رو آورد، و در حالى كه او را اطاعت و فرمانبردارى مىكند، در برابر عظمت و قدرتش فروتن باشد، و ضمن اعتقاد به توحيد و يگانگى وى نسبت به او اخلاص ورزد، و آن گاه كه خداوند را به بزرگى ياد مىكند در برابر او كوچكى كند، و هنگامى كه به خدا رو مىآورد به او پناه برد و در اين راه هر چه بيشتر بكوشد، و ظاهرا ايمان كامل همين است.
(٣٨٨٣٨- ٣٨٨٣٢) سپس با ذكر امورى سلبى و ثبوتى به شرح زير به تنزيه حق تعالى پرداخته و به بالاترين نحو ممكن، او را توصيف كرده است:
١- خداوند را پدر نيست تا در قدرت شريك او باشد، زيرا معمولا پدر هر قدرتمندى صاحب قدرت است.
(٣٨٨٤٤- ٣٨٨٣٩) ٢- خداوند نزاده است تا اين كه در گذرد و ارثيّهاى بر جاى گذارد، زيرا بر حسب معمول، هنگامى كه انسان مىميرد فرزندش وارث اوست، دليل تنزيه حقّ تعالى از اين كه زاييده نشده و نزاييده است اين است كه اين دو صفت از ويژگيهاى حيوان و مستلزم جسميّت است و بارى تعالى منزّه از اين است.
(٣٨٨٥١- ٣٨٨٤٥) ٣- وقت و زمان بر هستى حقّ تعالى پيشى نگرفته است، بديهى است وقت، جزيى از زمان است و چون او آفريننده وقت و زمان است لازم است بر آنها پيشى داشته باشد.
(٣٨٨٥٨- ٣٨٨٥٢) ٤- بر خداوند فزونى و كاستى عارض نمىشود، زيرا زياده و نقصان كه مستلزم تغيير و دگرگونى است از لواحق ممكنات است و خداوند واجب الوجود و منزّه از امكان است.
(٣٨٨٩٠- ٣٨٨٥٩) ٥- خداوند با نشانههاى تدبير، خود را به عقول ما نشان داده است، مقصود از نشانههاى تدبير، نظام متقن و سازماندهى مستحكمى است كه بر طبق مشيّت