ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٤٥ - امام(ع) با ذكر عبارت فمن أعطاها تا طويل الندم
خداوند بر تقصير در اداى حقوق اين امانت است، چنان كه امير مؤمنان (ع) در جمله: أشفقن من العقوبة بدان اشاره فرموده، و بىشك اين خوددارى به گونه استكبار و خود بزرگ بينى نبوده است، زيرا آنها به سبب زبونى و نياز به درگاه حقّ تعالى خاضع و فرمانبردار اويند، واژه إشفاق (ترسيدن) مجازا بر آنچه لازمه و نتيجه ترس است اطلاق شده است، و اين معنا بدان مىماند كه پادشاهى يكى از رعاياى خود را مخيّر كند كه امانتى را نگه دارد، و او از قصور خود در نگهدارى اين امانت و ايفاى شرايط آن بيمناك باشد، در اين صورت ترس، او را وادار مىكند كه از قبول اين امانت امتناع ورزد، لذا خوددارى و امتناع او از پذيرفتن امانت نتيجه و حاصل ترس اوست، در اين جا نيز واژه إشفاق كه به معناى ترس است بر امتناع آسمانها و زمين از تحمّل اين امانت كه به زبان حال گوياى آنند به طريق مجاز اطلاق شده، و اين از باب گذاشتن نام سبب بر مسبّب است.
گفته شده كه اين امتناع و ترس آسمانها و زمين بر سبيل فرض و تقدير است، و اين كه در كلام خداوند به صورت واقع ذكر شده براى اين است كه واقع از مقدّر بليغتر و گوياتر مىباشد، فرض اين است كه اگر اين آسمانها و زمين از عقل و نطق برخوردار بودند و وظايف دين به آنها عرضه مىشد و آنها را در قبول اين وظايف مخيّر مىكردند، با همه بزرگى جسم و صلابت و سختى، تكاليف مذكور را سنگين دانسته، و انجام دادن آنها را بر خود دشوار شمرده، و از بيم قصور در اداى حقّ آنها از پذيرفتن اين وظايف خوددارى مىكردند.
بايد دانست كه گفتگوى جمادات، و به قراين حال از جانب آنها خبر دادن، روش مشهور و ستودهاى است كه در زبان عرب به هنگام معرّفى و شناسايى رواج دارد، مانند اين كه مىگويند: يا دار ما صنعت بك الأيّام [١] و امثال اين، بلكه گفتگوى برخى از جمادات با يكديگر به زبان حال، نيز در اين زبان
[١] اى خانه! روزگار با تو چه كرد؟