ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧١٨ - فرموده است لله أنتم!! تا السبيل
نخستين است. در جنگ بدر و ساير غزوات شركت داشته و با اظهار دليريها و تحمّل سختيها آزمايش نيكو داده است، پس از آن در نبرد يمامه حضور داشته و در اين جنگ نيز امتحانى نيكو داده و گرفتار رنج سختى گرديده و گوش او بريده شده است، ابن عبّاس در تفسير گفتار خداوند كه فرموده است: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ [١]» گفته است او عمّار بن ياسر است، و از عايشه روايت شده كه گفته است: در باره هر كدام از اصحاب پيامبر (ص) بخواهم چيزى بگويم مىگويم جز عمّار بن ياسر، زيرا من از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه فرمود: همانا او (عمّار) از سر تا كف پا پر از ايمان است، و نيز فرموده است: عمّار پوست ميان دو چشم من است، او را گروه سركشى كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنها نكند مىكشند. همچنين فرموده است: هر كس با عمّار دشمنى كند خدا با او دشمنى مىكند.
(٣٩٤٤٥- ٣٩٤٤٢) امّا ابن تيّهان با ياى مشدّد مفتوح با دو نقطه در زير، و با ياى مخفّف ساكن نيز روايت شده از طايفه انصار است، كنيه او ابو الهيثم و نامش مالك بن مالك مىباشد، و گفته شده نام پدرش عمرو بن حرب است، ابن تيّهان يكى از نقباى ليلة العقبه است [٢]، در جنگ بدر حضور داشته، و مشهور است كه در ركاب على (ع) جنگ صفّين را درك كرده و در آن به شهادت رسيده است، و هم گفته شده كه او در زمان پيامبر (ص) وفات كرده است.
(٣٩٤٤٩- ٣٩٤٤٦) امّا ذو الشّهادتين كنيهاش ابو عمّاره و نامش خزيمة بن ثابت بن فاكة بن ثعلبه
[١] سوره انعام (٦) آيه (١٢٢) يعنى: آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم و نورى براى او، قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه رود ...
[٢] مقصود پيمانى است كه در عقبه ثانيه ميان پيامبر اكرم (ص) و عدّهاى از مردم مدينه كه اسلام اختيار كرده بودند مخفيانه منعقد شد، شمار آنها هفتاد نفر مرد و دو تن زن بود، و به دستور پيامبر اكرم (ص) دوازده نفر از ميان آنها به عنوان نقيب يا سرپرست برگزيده شدند، و چون اين رويداد از بيم كافران پس از گذشت ثلث اوّل شب در مكّه اتفاق افتاده به ليلة العقبة معروف است. (مترجم)