ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٨ - فرموده است و لا يحمل هذا العلم إلا أهل البصر
هر چيزى را كه مسلمانان ناخوش مىدارند و عرف و شرع اقتضاى دگرگونى آن را دارد نسبت به تغيير آن اقدام مىكند پس از اين امير مؤمنان (ع) با ذكر امورى چند لزوم نفرت و بيزارى جستن از دنيا را بدين شرح گوشزد مىكند:
(٣٦٦٣٥- ٣٦٦٠٧) ١- از اين كه مردم آرزومند و مايل به دنيا باشند و در برابر محروميّت از خوشيها و نعمتهاى آن خشمگين و هنگام برخوردارى از آنها خشنود شوند دستور بيزارى مىدهد، زيرا دنيا خانه و منزلگاهى نيست كه انسانها براى آن آفريده شده و بدان خوانده شده باشند، و اين خود هشدارى است بر لزوم توجّه به جهان واپسين و كار و كوشش براى آن.
(٣٦٦٥٤- ٣٦٦٣٦) ٢- با ذكر اين كه مال و متاع دنيا براى كسى باقى نمىماند، و مردم هم در اين جهان پايدار نمىمانند از شيفتگى و دلبستگى به دنيا دستور نفرت و بيزارى مىدهد.
(٣٦٧٣٨- ٣٦٦٥٥) ٣- تذكّر مىدهد كه در دنيا حقيقة سودى نيست، و اگر چه انسان را با زرق و برق خود فريب مىدهد و معتقد مىگرداند كه در آن خير و كمالى است امّا در برابر به حدوث آفات و بروز دگرگونيهاى ناگوار و گوناگون نيز هشدار مىدهد، از اين رو سزاوار است مردمان، خير اندك آن را به خاطر شرّ بسيارى كه دارد رها كنند و با توجّه به بيمهايى كه مىدهد از دواعى دل انگيز آن چشم پوشند، و در راه به دست آوردن سود واقعى و سرايى كه به آن دعوت شده و براى آن آفريده شدهاند بر يكديگر سبقت جويند، و از ته دل از دنيا منصرف باشند يعنى در آن زهد حقيقى پيشه كنند، زيرا زهد ظاهرى كسى كه در برابر محروميّت از متاع دنيا و ناكاميهاى آن آه و ناله سر مىدهد سودى ندارد، امام (ع) اين آه و فغان زاهد نمايان را به بانگ و ناله كنيزكان تعبير فرموده است، زيرا اين آواز، بيشتر از آنها كه معمولا مورد ضرب و شتم قرار مىگيرند شنيده مىشود، و بر اثر آن به ناله و زارى مىپردازند. بايد دانست به جاى واژه حنين كه به معناى بانگ زارى است خنين