ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٤ - فرموده است لافتراق الصانع و المصنوع تا و المربوب
(٣٠٥١١- ٣٠٥٠٥)
سوّم: اين كه خداوند متعال هيچ گونه شبيه و مانند ندارد، امام (ع) در آن جا كه فرموده: و باشتباههم على أنّه لا شبيه له به
اين موضوع اشاره كرده است، مراد از اشتباه، مشابهت و همگونى مردم در نيازمندى به مؤثّر و مدبّر است، طريق استدلال اين مطلب اين است كه: اگر خداوند متعال بىنياز از مؤثّر است، او را در اين بىنيازى هيچ شبيه و مانندى نيست، و چون مقدّم اين قضيّه درست است، تالى آن نيز درست و ثابت مىباشد. گفته شده كه مراد نفى مشابهت او به مردم در جسميّت و جنس و نوع و اشكال و مقادير و الوان و مانند اينهاست، امّا بارى تعالى مندرج در ذيل هيچ جنسى نيست، و از تركيب كه مستلزم امكان است منزّه مىباشد، همچنين در دايره هيچ نوعى نمىگنجد، زيرا نوع در داشتن عوارض، نياز به غير دارد، و نيز او جلّ و علا داراى مادّه نيست، زيرا مادّه مستلزم تركيب است، بنا بر اين خداوند در هيچ يك از امور مذكور، شبيه و مانندى ندارد، و دليل نخست در نفى شبيه اعمّ و فراگيرتر است.
(٣٠٥١٨- ٣٠٥١٢)
چهارم: اين كه أنّ المشاعر لا تستلمه
يعنى حواسّ نمىتواند او را لمس كند، زيرا لمس مشاعر مستلزم ثبوت جسميّت و اعراض قائم به آن است و چون ذات اقدس بارى تعالى از جسميّت و لواحق آن پاك و منزّه است برتر از آن است كه حواسّ، او را لمس و ادراك كند.
پنجم: پردهها او را حاجب و حايل نيست، و هيچ چيزى مانع ظهور و پيدايى او نمىشود، زيرا پرده و حجاب از لوازم چيزى است كه داراى جهت و جسميّت باشد، و چون بارى تعالى مبرّا از جهت و جسميّت است از پرده و حجاب محسوس نيز منزّه مىباشد.
(٣٠٥٦٧- ٣٠٥١٩)
فرموده است: لافتراق الصّانع و المصنوع ... تا و المربوب.
اين تعليل به جملاتى كه در پيش گفته شده برگشت دارد، زيرا براى هر يك از صانع و مصنوع اوصافى است كه شايسته آنها بوده، و بدانها شناخته شده، و از يكديگر جدا و ممتاز مىشوند، از اين رو مخلوق بودن و حدوث و مشابهت، و