ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٣ - شرح
نخست آن استدلالى و جزء دوّم از نظر آنان بديهى است.
٣- برخى ممكن بودن صفات آفريدگان را دليل وجود حقّ تعالى دانسته و روشن كردهاند كه: اجسام فلكى و عنصرى با يكديگر تشابه دارند و سپس گفتهاند: ما در برخى از اجسام، صفاتى را مىبينيم كه در برخى ديگر، آن صفات وجود ندارد، و اين ويژگى ناشى از جسميّت و لوازم آنها نيست، و اگر چنين بود بايستى همه اجسام داراى آن ويژگى باشند، همچنين بر اثر عارضى از عوارض جسميّت در آنها به وجود نيامده، زيرا بنا بر آنچه گفته شد دليلى بر اختصاص آن وجود ندارد و مستلزم تسلسل است، و نيز چنان كه برخى مىگويند برخاسته از طبيعت جسم نيست، براى اين كه در مادّه بسيط مثلا مانند نقطه نمىتوان كارهاى گوناگونى انجام داد. بنا بر اين آنچه باقى مىماند اين است كه اين ويژگيها از مدبّرى حكيم است كه مقصود ماست و از اين نظر او را صانع مىگوييم.
٤- گروهى با توجّه به اين كه صفات آفريدگان حادثند بر هستى حقّ تعالى استدلال كردهاند، كه اين مطلب روشن است و نيازى به توضيح ندارد.
براى آگاهى بيشتر در باره طرق مذكور و آنچه در ردّ يا تأييد اين مباحث گفته شده بايد به كتابهاى فنّ كلام مراجعه كرد، و در اين جا مناسب است كه گفتار امام (ع) را كه فرموده است: الدّال على وجوده بخلقه بر طريقه اوّل يا سوّم اختصاص دهيم، چون آن حضرت حدوث را دليل بر ازليّت وجود بارى تعالى قرار داده است.
(٣٠٥٠٤- ٣٠٥٠٠) دوّم: در باره ازليّت حق تعالى است كه هميشه بوده و خواهد بود، و امام (ع) با گفتار خود كه فرموده است: و بمحدث خلقه على أزليّته به اين مطلب اشاره فرموده، طريق استدلال آن اين است كه: همچنان كه در جاى خود ثابت شده است، همه محدثات صادر از قدرت حقّ تعالى بوده و منتهى به اويند، و اگر خود او نيز محدث باشد لازم مىآيد كه پديد آورنده نفس خويش باشد و اين بالضّروره باطل است.