ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٣ - فرموده است فلينظر ناظر تا أقرب الناس إليه
(٣٣٣٣٨- ٣٣٢٨٦)
فرموده است: فلينظر ناظر ... تا أقرب النّاس إليه
استدلال مىكند، و بيان او قياس شرطى متّصلى است كه مقدّم آن قضيّهاى است حمليّه و تالى آن قضيه شرطيّه منفصلهاى است كه خلاصه آن به شرح زير است:
اين كه محمّد (ص) با همه قرب منزلت او نزد خداوند، خود و خواصّ اهل بيت او گرسنه مىماندند و خداوند او را از زيب و زيور دنيا بر كنار داشته بود، اين رفتار خداوند نسبت به پيامبر (ص) از دو حال بيرون نيست: يا براى اكرام و گراميداشت او و يا به منظور اهانت و خوار كردن اوست، بطلان توجيه دوم آشكار است، زيرا ثابت و قطعى است كه پيامبر گرامى (ص) اخصّ خواصّ إلهى است، و بديهى است كمترين و نادانترين پادشاهان در دنيا هرگز به كسى كه در زمره خاصّان او مىباشد و مطيع و فرمانبردار اوست اهانت روا نمىدارد، چگونه ممكن است جبّار جبابره و مالك دنيا و آخرت و حكيمترين حكيمان و مهربانترين مهربانان در حقّ اخصّ خواصّ و فرمانبردارترين بندگان خود توهين روا بدارد، و چون بطلان اين سخن روشن است امام (ع) به تكذيب گوينده آن اكتفا كرده و با سوگند به خدا آن را مؤكّد داشته است، امّا در باره توجيه نخست كه خداوند با اين رفتار، پيامبر (ص) خود را گرامى داشته است روشن است كه وقتى عدم چيزى كرامت و كمال باشد وجود آن اهانت و نقصان است، بنا بر اين وجود دنيا در دست غير او، و بر كنارى او از آن با همه قرب منزلت، نشانه توهين غير اوست، و اين استدلال، حقارت و پستى دنيا را اثبات، و خردمند را وادار مىكند كه از آن بيزار گردد، امام (ع) پس از بيان طرق تأسّى در تأكيد آنچه پيش از اين در اين باره فرموده است دستور مىدهد كه به پيامبر گرامى (ص) اقتدا كنند، و روش او را در بىاعتنايى به دنيا سرمشق خود قرار دهند، فعل فتأسّى متأسّ، امر به صورت خبر است و علاوه بر اين هشدار است بر اين كه ميل به دنيا باعث وقوع در هلاكت است، و كسى كه در دنيا از روش آن حضرت پيروى نكند و با رغبت به برخى از پديدههاى آن، راه خلاف پويد از افتادن در ورطه هلاكت ايمن نيست، زيرا