ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣٤ - ٢١ - جمله و آكام لا يجوز عنها القاصدون
خود قرار دهد، و امور خود را به او واگذارد و مخالفت آن نكند، و روشن است كه قرآن سبب عزّت و شرف انسان در هر دو جهان است.
(٤٨٤٦٨- ٤٨٤٦٥) ٣٠- سلامتى است براى كسى كه به آن در آيد، يعنى ايمنى است، و منظور از در آمدن و وارد شدن به آن، تدبّر هر چه بيشتر در مقاصد قرآن و بهره گرفتن از انوار آن است، از اين رو قرآن مايه ايمنى از عذاب خداوند و در افتادن در شبهاتى است كه پرتگاه هلاكت به شمار مىآيند.
(٤٨٤٧٣- ٤٨٤٦٩) ٣١- هدايت است براى كسى كه به آن اقتدا كند، معناى اين سخن روشن است.
(٤٨٤٧٧- ٤٨٤٧٤) ٣٢- عذرى است براى كسى كه خود را بدان منسوب بدارد، يعنى هر كس قرآن را عذر خود قرار دهد، و مدّعى شود كه دست اندر كار حفظ و تفسير آن و يا كارى نظير اينهاست و بدين وسيله از قبول تكاليف ديگرى كه در خور او نيست و يا براى او رنجآور است سرباز زند، عذرش مقبول و موجب رهايى اوست، سخن مذكور مانند اين است كه: به كسى كه در صدد آزار ديگرى است گفته شود:
سزاوار تو نيست او با بيازارى زيرا او از حافظان قرآن كريم و از دانايان علوم آن است، و اين گفتار سبب ترك آزار او گردد.
(٤٨٤٨٢- ٤٨٤٧٨) ٣٣- حجّت است براى كسى كه از آن سخن بگويد.
(٤٨٤٨٧- ٤٨٤٨٣) ٣٤- گواه حقّ است براى كسى كه به وسيله آن با دشمن ستيزه كند.
(٤٨٤٩٢- ٤٨٤٨٨) ٣٥- پيروزى است براى كسى كه به آن استدلال كند، معناى سه جمله مذكور نزديك به يكديگر است، اطلاق واژه فلج (پيروزى) بر قرآن از نظر استدلال به آن، از باب اطلاق نام غايت (نتيجه) بر ذى الغايه (نتيجه دهنده) است، زيرا پيروزى نتيجه استدلال به قرآن است، واژههاى شاهد و حجّة اعمّ از برهان است.
(٤٨٤٩٦- ٤٨٤٩٣) ٣٦- نگهدارنده كسى است كه به آن عمل كند، يعنى كسانى كه در دنيا حامل معارف قرآن و حافظ آيات آنند، قرآن در قيامت حامل و نگهبان آنهاست، امام (ع) اين معنا را كه قرآن در روز رستاخيز اين گونه كسان را از عذاب روز