ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٧ - نيز از اين خطبه است
مىداند كه از اين جا كوچ كننده و مسافر است و دنيا را راهى براى رسيدن به درجات آخرت قرار مىدهد، و الاعمى إليها شاخص يعنى: غافل و كوردل همواره دل به سوى دنيا دارد، و انديشهاش متوجّه آن است هر چند به مصالح حقيقى خود نابينا، و از رويدادهاى هولناكى كه در پيش روى خود دارد ناآگاه است، در اين جمله و جملات پيش از آن نكات بسيارى از فنون بلاغت از قبيل تجنيس تام [١] و همچنين مطابقه [٢] ميان اعمى (نابينا) و بصير (بينا) وجود دارد.
(٢٧٣١٥- ٢٧٣٠٨)
٤- و البصير منها متزوّد:
يعنى: كسى كه داراى بصيرت و بينش است، با اندوختن تقوا و پرهيزگارى و به جا آوردن كارهاى نيك، براى سفر به ديار آخرت و لقاى پروردگار، از آن توشه برمىدارد، و الأعمى لها متزوّد يعنى: آن كه چشم باطن او كور است، براى گذراندن روزهاى كوتاه عمر خود در دنيا، از لذّات و زر و زيورهاى آن توشه برمىگيرد، و همينها را زاد و توشه حقيقى خود مىداند، و كمال مطلوب خود مىشمارد، در اين جملات نيز مانند عبارات پيش لطايفى از نظر فنّ بديع موجود است. و توفيق از خداوند است.
نيز از اين خطبه است:
: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ- إِلَّا وَ يَكَادُ صَاحِبُهُ يَشْبَعُ مِنْهُ- وَ يَمَلُّهُ إِلَّا الْحَيَاةَ فَإِنَّهُ لَا يَجِدُ فِي الْمَوْتِ رَاحَةً- وَ إِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْحِكْمَةِ- الَّتِي هِيَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ الْمَيِّتِ- وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ الْعَمْيَاءِ- وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ- وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِيهَا الْغِنَى كُلُّهُ وَ السَّلَامَةُ
[١] تجنيس تامّ اصطلاح بديعى است و عبارت از اين است كه در سخن دو كلمه يا زيادتر آورده شود كه در خواندن و نوشتن يكسان و در معنا مختلف باشند و در آنها تركيب و اختلاف حركات و تفاوت و زيادت و نقصان نباشد. فرهنگ معارف اسلامى (مترجم)
[٢] مطابقه از اصطلاحات ادبى و عبارت از مقابله الفاظ متضادّ است مانند سردى و گرمى، همان مأخذ (مترجم)