ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٦ - فرموده است مع أنه قد ذهب المتذكرون
گناهان به آن درجه نيست كه آثار زشت آنها براى هميشه در نفس باقى بماند و ملكه آن شود بلكه عوارض ناشى از اين لغزشها بزودى از نفس زايل و زدوده مىگردد، خداوند متعال در اين باره فرموده است: «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ [١]» يعنى در حالى كه آنها ستمكارند خداوند از ستم آنان در مىگذرد و آنان را مىآمرزد.
پس از اين امام (ع) با ذكر اين كه كيفر ستم در آخرت بسيار سخت است مردم را از آن پرهيز مىدهد، و درست فرموده است كه عقوبت آن جا مانند قصاص دنيا از قبيل زخم كارد و ضربه تازيانه نيست، بلكه سوختن در آتش دنيا كه طبق مشهور سختترين عقوبت است در برابر عذاب آخرت اندك و ناچيز است، روايت شده است پيامبر خدا (ص) در ميان يارانش نشسته بود كه صداى افتادن چيزى را شنيد، فرمود: «اين صداى سنگى است كه خداوند متعال از كنار جهنّم به درون آن فرستاده و هفتاد پاييز است پايين مىرود و هم اكنون به قعر آن رسيده است» بديهى است اين يكى از اوصاف محسوس جهنّم است.
بايد دانست كه اين روايت دنبالهاى دارد كه معناى آن را روشن مىكند، و آن اين است كه راوى گفته است: پس از اين، بانگ و فريادى را شنيديم، گفتيم اين چيست؟ گفتند فلان منافق مرده است و در اين روز عمر او هفتاد سال بود، يكى از نكته گويان گفته است: مراد از جهنم در اين حديث همين دنيا و خوشيهاى آن است، و سنگ براى آن شخص منافق استعاره شده بدين مناسبت كه او در مدّت زندگى از وجود خويش سودى نبرده و خيرى براى آخرت خود به دست نياورده و از اين نظر به سنگ شباهت داشته است، مقصود از فرو فرستادن او از جانب خدا، افاضه نعمتهاى دنيوى به اوست كه اسباب كاميابيها را در دنيا براى وى فراهم ساخته، و در كامرانيها و شهوتهاى خود فرو رفته و سرگردان به وادى
[١] سوره رعد (١٣) آيه (٦) يعنى: و همانا پروردگار تو نسبت به مردم با همه ستمكارى آنها داراى بخشش است.