ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧١ - ٢٨ - فرموده است إن كان في الغافلين تا لم يكتب من الغافلين
تنش برفت.
امّا در باره پاسخ پرسش كننده كه فرموده است: واى بر تو براى هر عمرى وقتى مقرّر شده كه از آن تجاوز نمىكند، يعنى در آن وقت به سر مىرسد، و بر اين نقطه پايانى نمىتوان پيشى جست، و يا از آن باز پس ماند، ضمير در جمله يعدوه به أجل باز مىگردد، (٤٧٠١٧- ٤٧٠٠٥) و فرموده است: و سببا لا يتجاوزه يعنى براى اين اجل سببى مقدّر شده كه علّت فاعلى به سر رسيدن آن است و اسباب ديگرى جز آن نمىتواند آن را به پايان برساند، و اين سبب ممكن است موعظه مؤثّرى اين چنين باشد، بىترديد اين پاسخ براى شنونده قانع كننده و در عين حال سخنى حقّ و درست است، و اشاره است به اين كه آنچه آن حضرت را در برابر اين مواعظ بليغ و بازگو كردن اين حقايق زنده و پا بر جا نگه داشته، اجل و مدّت معيّنى است كه به حكم قضاى الهى براى بقاى او مقدّر شده و اين سبب اصلى است، و سبب بعدى تفاوتى است كه ميان آن بزرگوار و همّام و امثال اوست، و اين تفاوت عبارت است از قوّت نفس قدسى آن حضرت براى قبول آنچه از طرف خداوند به او مىرسد، و عادت آن بزرگوار به اين امور، و رسيدن او به مقام سكينه و اطمينان، و ضعف نفس همّام در برابر آنچه از مراتب بيم و اميد خداوند براى او توضيح داده شده بود. امّا امام (ع) اين را در پاسخ او نگفت، زيرا مستلزم بيان برترى خويش بود و يا اين كه فهم پرسش كننده را براى درك اين مطلب نارسا ديد، و اين كه او را نهى مىكند كه از تكرار اين گونه پرسشها خوددارى، و از آنچه شيطان بر زبان او نهاده دورى كند براى اين است كه پرسش او نابجا و بىمورد بوده، و اين خود از تأثيرات شيطان است، و مصونيّت از خطا و توفيق از خداوند است.